شمارهٔ ۳۲۲
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۳۲۲
ز شوخی در بهشت جلوه تازد تکیه بر گل سنبل زلف سمنسایش
زند بر خاک از جوش طراوت موج کوثر سایهی شمشاد بالایش
به رنگ سینهی شهباز دارم پیکر از تحریر کلک چشم قتّالی
که چون شاهین کشد در خاک و خون گنجشک دل را شوخی مژگان گیرایش
صنم سیما برهمن زادهای زُّناربندی در فرنگ دلبری دارم
که باشد در بر بتخانهی دل چون محبت حلقه زن زلف چلیپایش
مرا الماس کاری در جگر دارد زمّرد گون خطی کز پاکی جوهر
نگاه از دیده خیزد چون شفق یاقوت پوش از پرتو لعل شکرخایش
ز بس هر دم به نقشی حسن او از شرمگینی جلوه دارد در دل عاشق
به رنگ صفحهی ارژنگ گرد آیینهام را پرتو عکس دلآرایش
به خون آغشته چون گل سینهام صد چاک دارد خنجر مژگان بیباکی
که دارد چون پری در شیشه اعجاز مسیحا سحرساز چشم شهلایش
به گلزار محبت گر چه نورس با گل خود روزگاری مهر ورزیدم
ندارم حاصلی چون لاله جز داغ دل و خون جگر از خار سودایش
شمارهٔ ۳۲۱: غنچه نازی که نالد دل چو بلبل در کفش
شمارهٔ ۳۲۳: ز عشق در دل من کرده داغ سودا رقص
اطلاعات
وزن:
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
7
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.