شمارهٔ ۲۹۹
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۲۹۹
هاله ی خطش چو گردید از گل سیراب سبز
دیدم از طوفان حسنش حلقه ی گرداب سبز
از خیال ماه رخسارش دلم گل گل شکفت
این گل خود رو شود در سایه ی مهتاب سبز
تا به خواب آمد قماش سبزه ی خطش مرا
همچو مخمل در سواد دیده ام شد خواب سبز
نیست سر سبزی ز زهر ناز ابروی تو را
قبله ی من و سمه سازد طاق این محراب سبز
امشب از فیض بناگوشت به صد نشو و نما
چون صدف شد از زمین خانه ام مهتاب سبز
صحبت روشن دلان خضر ره گفتار ماست
نطق را طوطی کند آیینه در هر باب سبز
چشم دامم آب مروارید حرمان آورد
در دل بحری که شد چون دانه ام قلاب سبز
نیست سر سبزی زاسباب جهان نورس مرا
می تواند شد کسی در عالم اسباب سبز
شمارهٔ ۲۹۸: زعجز من لب لعل تو طرح کرد اعجاز
شمارهٔ ۳۰۰: بس که چشمش نسخه ها تالیف کرد از باب ناز
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
8
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.