شمارهٔ ۲۹
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۲۹
جلوه ده در جام می ساقی عذار ساده را
بیخود از کیفیت دیدار خود کن باده را
پنجهی خورشید سازد خشت بالین زیر خاک
هر که دست از مهر گیرد مردم افتاده را
دست تاراج خزان کوتاه از سرو سهی است
شد تهی دستی حصار عافیت آزاده را
بیحضور اوقات خود را فوتکردن ابلهی است
زندگی چون مرگ باشد تن به غفلتداده را
از برای سجدهاش در قبلهی افتادگی
ر زمین هر نقش پا محراب باشد جاده را
در کمینگاه ریا زاهد پی خونریز عام
نَطْع و ریگ خود شمارد سبحه و کباده را
گلشنش گلخن بهارش دی بهشتش دوزخ است
نورس از یار و دیار خویش دور افتاده را
شمارهٔ ۲۸: بینم به پای او چو سر آفتاب را
شمارهٔ ۳۰: که بر شکست چو گل گوشهی نقاب تو را
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
7
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.