سرشکم لاله ی گرداب خون در کوه می پیچد
فغانم چون فلک ناف مه از اندوه می پیچد
خیال داغ من گر گل کند در سینه ی صحرا
به خود چون موی آتش دیده تیغ کوه می پیچد
شود از غلغل مینای پر می روشن این معنی
نفس بر لب چو خون در دل شود انبوه می پیچد
مکن منعم اگر از جلوه ی اغیار در تابم
رگ جان هوش را از دیدن مکروه می پیچد
جدا از آن گوهر نایاب نورس گرد می مانم
به رنگ ناف گردابم دل از اندوه می پیچد
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: حسین آقایی
تعداد ابیات: 5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.