شمارهٔ ۱۳۹
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۳۹
امشب از بزم چو آن آینه سیما برخاست
در دلم آه به تعظیم غم از جا برخاست
گشتهام خاک و ز سودای سر زلف کجش
سبزه از تربت من سلسله بر پا برخاست
تا نظر یافتم از صیقل روشن گهری
چون غبار از دل من رغبت دنیا برخاست
بس که ترسیده از این چشمهی خونین چشمش
تا زدم چشم به هم شور ز دریا برخاست
از خرام تو چو دامی که بر آرند ز خاک
همه تن چشم غبارم به تماشا برخاست
دودی از چاک دلم سایه به هامون افکند
جاده آهی شد و از سینهی صحرا برخاست
همچو شبنم که از این سیر چمن پوشد چشم
نورس آیینهام از رنگ تمنا برخاست
شمارهٔ ۱۳۸: دل مرا چون غنچه از ترکان به خون
شمارهٔ ۱۴۰: تند از برم چو آن مه ابرو کمان گذشت
اطلاعات
وزن:
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
7
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.