شمارهٔ ۱۳
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۳
در عرق ماهش کند هم چشم پروین قطره را
شوخی شرمش دهد بر شعله تمکین قطره را
در دل هر ذره بحر فیض طوفان کرده است
کمتر از دریا نبیند چشم حق بین قطره را
جوش اشکم یوسفستان از خیال حسن اوست
موج این دریا کند بتخانهی چین قطره را
آب و آتش را به هم آمیخت شرم عارضش
شمع محجوبم دهد از شعله بالین قطره را
بر محیط خون دل جاری است فرمان سرشک
بحر در زیر نگین باشد چو موج این قطره را
گوهر و دریا تجلّی دارد از آئینهاش
قطره میبیند همین چشم غلط بین قطره را
چشم اگر داری گرانقدری مکن خود را سبک
گوهر شهوار کرد اقبال تمکین قطره را
آسمانها در سویدای دلم دارِ مدار
شور چندین بحر میگنجد به ظرف این قطره را
روشن از نورس به هر محفل چراغ آبروست
میکند گوهر به همت بحر چندین قطره را
شمارهٔ ۱۲: بس که در آغوش خوبان جا بود پیدا مرا
شمارهٔ ۱۴: فرنگی نرگسی دارد مرا دیوانه در صحرا
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
9
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.