شمارهٔ ۱۱۰
نورس دماوندی
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۱۰
میخانهی صبوحی دل چشم مست توست
لبریز نشأه غنچهی ساغرپرست توست
در خون چو طفل اشک طپد ناله در دلم
این زخم کاری از مژهی تند شست توست
در دام اضطراب تو ما را فکندهای
نبض تپیدن دل عاشق به دست توست
دیدیم نسخههای گلستان ورق ورق
کی برگ گل به رنگ گل رنگ بست توست
عشقت گرفت گرم و جهانی در آتشاند
خورشید اگر خطا نکنم داغ دست توست
سرباز زهد و باده ده الامان یکی است
زاهد عمامهات به چنین دور بست توست
داغ سپند خال تو از سینه سوختیم
دلها کباب هندوی آتشپرست توست
حسن تو را فزاید و مویی شود ز غم
هرکس چو زلف چهرهگشای شکست توست
سرو قد تو رفته به معراج دلبری
چون سایه هر نهال در این باغ پست توست
رطل گران علاج خمارش نمیکند
مخمور نورس از نگه نیم مست توست
شمارهٔ ۱۰۹: رو کن به حق چه جویی دارالشفا شفا اوست
شمارهٔ ۱۱۱: حسن بهار گیتی بر بوی گل سوار است
اطلاعات
وزن:
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
10
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.