۲۲.تعریف شمشیر پادشاه که طلاکوب این ابیات در بدن شمشیر نگاشته شده
نورس دماوندی
»
قطعات و مثنویات
»
۲۲.تعریف شمشیر پادشاه که طلاکوب این ابیات در بدن شمشیر نگاشته شده
به تحریر تیغ تو ای شهریار
قلم در بنانم شود ذوالفقار
به کف تیغ زرینت ای کامیاب
بود جدول چشمه ی آفتاب
چه شمشیر موج محیط ظفر
ز ابروی خوبان به خون تشنه تر
به مرد افکنی سایه اش روز جنگ
بود خصم را بال پرواز رنگ
نه تنها بود طاق ابروی فتح
مزلف شد از جوهرش روی فتح
اجل فعل و خصم افکن و رزم ساز
به الزام اعدا زبانش دراز
به ایمای او مشکل ملک حل
روان از دمش زنده رود اجل
ز کلک اشارت به لوح سپر
بود چهره پرداز شق القمر
ز طوفان این شعله ی آب رنگ
شود آتشین جلوه آشوب جنگ
چو فکر مهندس به جوهر تمام
چو مصراع نورس مرصع نیام
شه دین از این شعله ی آبدار
ز اعدای دولت بر آرد دمار
۲۱.در مذمت دنیا: خلایی است پر فضله و خون جهان
۲۳.مثنوی تعریف مهتابی شاه و تاریخ آن که حسب الامر ترکیب و انشا شده: مرا مهتابی قطرت پناه است
اطلاعات
وزن:
فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
قالب شعری:
مثنوی
منبع اولیه:
حسین آقایی
تعداد ابیات:
11
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.