برگردان به زبان ساده
سالها شد که به دل نقش مرادی دارم
دیدهٔ جان به رخ حور نژادی دارم
هوش مصنوعی: سالهاست که به جای کسی با ویژگیهای خاص به او علاقهمند شدهام و این اشتیاق در من مثل جان یک حقیقت بزرگ وجود دارد.
طره عقد گشایش چو ببندد گرهی
از گره بستن آن طره گشادی دارم
هوش مصنوعی: وقتی که در کارها مشکلی پیش بیاید، من قادر هستم که با تدبیر و فکر درست، آن مشکل را حل کنم و به نوعی راهی برای گشایش بیابم.
گرچه غمها بود از دوری وصلش به دلم
هر دم از یاد رخش خاطر شادی دارم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه دوری او باعث غم و اندوه من شده، اما هر لحظه یاد صورتش در دلم موجب شادیام است.
کیسه دوست چو غم گر ز زر و سیم تهیست
صاحبی ذوالکرم و شاه جوادی دارم
هوش مصنوعی: کیسه دوستی که خالی از طلا و نقره باشد، غمانگیز است. اما من دوست نیکو و بخشندهای دارم که با خوبیهایش مرا سرشار میکند.
شکر ایزد که ز لَخت جگر و پاره دل
در بیابان غمش توشه و زادی دارم
هوش مصنوعی: خوشحالم که با وجود آلام و دردهایی که در دل دارم، توانستهام در این جهان دشوار منبعی از امید و انگیزه پیدا کنم.
نه سر صلح به کس باشدم و نه دل جنگ
تا در این معرکه با نفس جهادی دارم
هوش مصنوعی: من نه طرفدار صلح هستم و نه در پی جنگ و درگیری؛ زیرا در این نبرد، تنها با نفس خود مبارزه میکنم.
صد رهم گر کُشد از خنجر بیداد چه نور
رهی از وی تو مپندار که دادی دارم
هوش مصنوعی: اگر صد بار هم از خنجر ستم بکشند، نباید خیال کنی که من را به راهی روشن هدایت کردهاند، زیرا من چیزی ندارم که به تو بدهیم.