سفرنامه
حکیم نزاری
»
سفرنامه
بخش ۱ - سفرنامه : قل نزاری قل هو اللهُ احد
بخش ۲ - حکایت : بذله ای خوش یادم آمد حسب حال
بخش ۳ - آغاز کتاب : روزگاری خرم و خوش داشتیم
بخش ۴ - حکایت : با یکی از جمع اخوان الصفاء
بخش ۵ - حکایت : نو مریدی کردی از پیری سؤال
بخش ۶ - حکایت : از پدر دارم حیاتش دیرباد
بخش ۷ - حکایت : گفت اسپهبد به پیشین روزگار
بخش ۸ - حکایت : حالتی افتاد شیخی را مگر
بخش ۹ - حکایت : بود در اطراف آذربایجان
بخش ۱۰ - حکایت : بود رندی سخت مخمر هولناک
بخش ۱۱ - حکایت : عورتی در گوکچه دیدم سوگوار
بخش ۱۲ - حکایت : داشتم یاری به صدق آراسته
بخش ۱۳ - مراجعت کردن از سفر و آمدن به وطن : بی نیازا بر نیاز ما ببخش