برگردان به زبان ساده
روز بار دگر به جوش آمد
با شب تیره در خروش آمد
هوش مصنوعی: روز دوباره به اوج و جوش و شوق رسید و شب تاریک هم به جنب و جوش افتاد.
گفت: «ای خشکمغزِ تردامن
چند خواهی جدل زدن با من؟
هوش مصنوعی: گفت: «ای کسی که فکر و اندیشهات محدود است، چرا میخواهی با من بحث و جدل کنی؟»
مگر آنجا که میرسی عدم است
ورنه نادیده در وجود کم است
هوش مصنوعی: تنها در جایی که به عدم میرسی، احساس میشود که وجود کمتری وجود دارد، و در غیر این صورت، وجود میتواند بسیار کمتر از آنچه دیده میشود، باشد.
یاور فاسقان دزد فریب
اژدها هیبت و نهنگ نهیب
هوش مصنوعی: دوست و یاور فاسدها و دزدها، که مانند اژدها شجاع و قوی است و همچون نهنگ ترسناک و هراسانگیز میباشد.
به تو مستظهرند اهل فساد
چون تو در ظلمتند اهل تضاد
هوش مصنوعی: افراد فاسد به تو تکیه کردهاند، زیرا تو در تاریکی و عدم آگاهی مانند کسانی هستی که در تضاد و تناقض زندگی میکنند.
زیر دامن گرفته شبرو را
راهش آموخته برونشو را
شبرو یعنی دزد خانهبر
به تو منسوب شد سیهکاری
چند بیشرمی و تبهکاری؟!
هوش مصنوعی: چند کار ناپسند و بیشرمی به تو نسبت داده شده است؟
طالبان را ز راه میفکنی
پشت مشت ضعیف میشکنی
هوش مصنوعی: اگر به دنبال خواستههای خود بروی، میتوانی بر مشکلات غلبه کنی و آنها را شکست دهی.
روزشان باز من به راه آرم
از بیابان به خانقاه آرم
هوش مصنوعی: در روزی که من دوباره به سوی خانقاه میروم، از بیابان عبور میکنم.
تویی آن زال پرفریب و فتن
به حوادث همیشه آبستن
هوش مصنوعی: تو همان زال فریبنده و پرهیجان هستی که همیشه در انتظار اتفاقات و حوادث جدید به سر میبری.
از تو هر شب که روز میآید
شغب و شور و فتنه میزاید
هوش مصنوعی: هر شب که تو میآیی، روزی پر از هیجان و آشفتگی به وجود میآید.
نبوَد کار من نهانکاری
دزدی و شبروی و طرّاری
هوش مصنوعی: من کارم این نیست که پنهانی عمل کنم، دزدی کنم، در شب حرکت کنم یا دغلکاری کنم.
تو درآیی جهان شود دلگیر
صبحدم بشکفد چو غنچه ضمیر
هوش مصنوعی: وقتی تو وارد میشوی، دنیا با احساس غم و ناراحتی پر میشود، اما صبح که میرسد، مانند غنچهای که میشکفد، روح و وجود انسان تازه و شاداب میشود.
بر خلاف نهیب شبهنگام
فرحی هست در سپیده بام
هوش مصنوعی: در تاریکی شب، برخلاف صدای ترسناکی که به گوش میرسد، در سپیدهدم احساسی از شادی و خوشحالی وجود دارد.
بود البته از چه از هم و غم
دل مردم نماز شام دژم
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که به هر حال، دلیلی وجود دارد که مردم در دل خود با غم و اندوه، شبها را با حالت دلگیری سپری میکنند.
نقد مردان که ره شتافتهاند
همه در جیب صبح یافتهاند
هوش مصنوعی: مردان توانمند و با درک که به راه زندگی پیش رفتهاند، همه چیز ارزشمند را در آغاز روز و در فرصتهای نو پیدا کردهاند.
صبح در نفس خویش پیلتن است
با طلایه سپاه تیغزن است
هوش مصنوعی: صبح به خودی خود مانند یک فیل بزرگ و نیرومند است و با ظهورش، جلوهای از نیرو و قدرت به مانند سپاه جنگجویان مسلح به تیغ دارد.
چون برآرد ز جیب مشرق سر
در دهند از وصول روز خبر
هوش مصنوعی: وقتی که صبح از سمت مشرق طلوع کند، از رسیدن روز خبر میدهد.
هم خروسان بامدادانگیز
در جهان افکنند رستاخیز
هوش مصنوعی: خروسها در صبح زود صدا میزنند و بیداری و نشاط را در جهان به ارمغان میآورند.
هم منادی گران بیت الله
عالمی خفته را کنند آگاه
هوش مصنوعی: همانطور که ندا دهندهای در کنار کعبه به کسانی که در خوابند، آگاهی میدهد.
تا بود روزهدار با من خوش
خوش بود چون خلیل بر آتش
هوش مصنوعی: تا زمانی که روزهدار با من بود، همه چیز خوب و خوش بود، مانند حالتی که خلیل با آتش داشت.
روی در قبله نماز کنند
شکر انعام بینیاز کنند
هوش مصنوعی: رو به قبله نماز میخوانند تا شکر نعمتها را به جای آورند و از بینیازی خود قدردانی کنند.
ز امتلا بیم آنکه همچو انار
بچکد مردم از گرانی بار
هوش مصنوعی: از پر شدن و سنگینی بار، میترسم که مردم مثل انار ترکیده بشوند و دچار دردسر و مشکل شوند.
چون شدند از گرانی تو ملول
شکمی پر ز مشرب و ماکول
هوش مصنوعی: زمانی که از سنگینی و دردسرهای تو خسته شدند، شکمی پر از نوشیدنی و خوراک دارند.
سر به بالین غفلت آوردند
جامه چون مستراح پر کردند
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر آن است که افرادی به راحتی و بدون توجه به وضعیت خود، خود را در شرایط نامناسبی قرار داده و به نوعی دچار سردرگمی و غفلت شدهاند. مانند کسی که در حالتی بیتفاوت به زندگی خود، پوششی را بر خود میاندازد که به جای آسایش، احساس ناراحتی و ناپاکی را تداعی میکند.
در جهان هرچه جانور باشد
جمله را جنبش از سحر باشد
هوش مصنوعی: در این دنیا، هر موجود زندهای که وجود دارد، همه آنها حرکتی دارند که ناشی از نیرویی جادویی است.
چند گویی ز شام و شب، خاموش
بر سر و ریش خود جهان مفروش
هوش مصنوعی: چرا درباره غم شب و روز صحبت میکنی؟ بهتر است به جای حرف زدن، به فکر خودت باشی و در دل خودت نگریسته و با واقعیتهای زندگی کنار بیایی.
گر همه سو ز یک غریب بود
کیات از خوشدلی نصیب بود؟»
هوش مصنوعی: اگر همه جا از یک غریبه باشد، چگونه میتوانی از خوشدلی بهرهمند شوی؟