برگردان به زبان ساده
تنم جایی و دل جایی ندارم زَهرهٔ گفتن
دلم آن جا و تن زاین جا ندارد قوت رفتن
هوش مصنوعی: تنم در یک جاست و دل و احساساتم در جایی دیگر. جرات بیان احساسم را دارم، اما حالم طوری است که نه میتوانم به آنجا بروم و نه میتوانم به راحتی از اینجا جدا شوم.
کسی کآشفته ی اویم ندانم با که بر گویم
یکی محرم همی جویم که داند راز بنهفتن
هوش مصنوعی: کسی را که مدام به او فکر میکنم، نمیدانم با چه کسی صحبت کنم. به دنبال کسی هستم که رازهایم را بفهمد و بتواند به من کمک کند.
چو ماه از پرده شد پیدا تحمل کی کند شیدا
که را باشد درین سودا مجال خوردن و خفتن
هوش مصنوعی: زمانی که ماه از پشت پرده نمایان میشود، عاشق شیدا چگونه میتواند تحمل کند؟ در این حال آیا کسی در این عشق مجال خوردن و خوابیدن دارد؟
که را آن زهره و یارا که گوید رحم کن یارا
وگر او رد کند ما را که خواهد در پذیرفتن
هوش مصنوعی: کیست آن شخصی که به عزیز و محبوب خود بگوید رحم کن و اگر او درخواستش را نپذیرد، چه کسی میتواند او را وادار به قبول کند؟
شود از طعنه ی مردم امیدم گم مرادم گم
اگر ممکن شود انجم ازین طارم فرو رفتن
هوش مصنوعی: اگر مردم شایعه و طعنه بزنند، امیدم از بین میرود و هدفم نیز گم میشود. اگر ممکن باشد، دلم میخواهد از این بلندیها فرود بیایم.
اگر در بحر نفتادی صدف را سینه نگشادی
چنینش دست کی دادی نزاری را گهر سفتن
هوش مصنوعی: اگر در دریا غرق نشوی و صدف را باز نکنی، چگونه میتوانی جواهر را به کسی به عنوان هدیه بدهی؟