برگردان به زبان ساده
اگر عشق تو شد در خون جانم
قضا از خویشتن چون بگذرانم
هوش مصنوعی: اگر عشق تو در جانم به شدت جاری شود، قضا و قدر را به دست خودم میگذارم و از خودم میگذرم.
نداری مستیِ من هوشیاری
که از مبدای فطرت هم چنانم
هوش مصنوعی: تو در حالت هوشیاری به من مستی نمیدهی، ولی من هنوز از فطرت و ذات خودم بیخبر نیستم.
گرو بندم که هر عاقل که زلفت
ببیند در نشورد من بمانم
هوش مصنوعی: اگر هر انسانی که زیبایی زلفت را ببیند، به حال خود نرسد، من هم در این وضعیت باقی میمانم.
ز دستم برنمی خیزد نثاری
ندانم تا چه در پایت فشانم
هوش مصنوعی: من از دستم برنمیآید که چیزی تقدیم کنم، نمیدانم تا چه اندازه باید برای تو نثار کنم.
دلم آویزشی دارد به زلفت
غمت آمیزشی دارد به جانم
هوش مصنوعی: دل من به زلفت تعلق و وابستگی دارد و غم تو به جانم اثر گذاشته است.
طمع دارم زمین بوسی دگر بار
اگر مهلت دهد دورِ زمانم
هوش مصنوعی: میخواهم دوباره تو را به زمین بوسم، اگر زمان به من اجازه دهد.
امیدم باز میدارد خیالت
بکوشم هم مگر ضایع نمانم
هوش مصنوعی: امید من باعث میشود که دیگر به فکر نروم و تلاش کنم تا از دست نروم.
زمانه گرچه هم توسن رکاب است
مگر بر بخت گرداند عنانم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه دنیا مانند اسبی است که بر روی آن نشستهایم و در حال حرکت است، اما من نمیتوانم سرنوشتم را خودم کنترل کنم.
دلم آبی کند هر روز در گِل
وزین پس سر نخواهم شست دانم
هوش مصنوعی: هر روز که در گِل و خاک فرو میروم، دلم رنگ آبی میگیرد و دیگر نخواهم شست، چرا که میدانم در این حالت هم زندگی میکنم.
بدان می آردم غیرت که نارد
دگر نام نزاری بر زبانم
هوش مصنوعی: بدان که غیرت من اینقدر قوی است که دیگر هیچ نامی جز "نظاری" بر زبانم نمیآید.