برگردان به زبان ساده
دلم بر آتش هجران بسوخت آه دلم
گرت دلیست مکن قصدِ بی گناه دلم
هوش مصنوعی: دل من از درد جدایی میسوزد، ای کاش تو هم دل دلسوزی داشته باشی و نخواهی که بیدلیل مرا بیشتر رنج دهید.
تنم شده ست چو کاهی به زیر کوه غمت
که پشت پای زده کوه را چو کاه دلم
هوش مصنوعی: تنم مانند کاه در زیر بار کوه غم تو شده است و دل من نیز مانند کوه، تحت فشار قرار گرفته و احساس سنگینی میکند.
به هرزه در غم بیهوده می کشد خود را
نکرده عاقبت کار خود نگاه دلم
هوش مصنوعی: در غم و اندوه بیفایده خود را آزار میدهد، اما در نهایت نتیجه کار خود را نمیبیند و فقط دلش را میزند.
معلق است به مویی زمانه را گردن
از آن رسن که فرو می برد به چاه دلم
هوش مصنوعی: زمانه مانند رشتهای نازک به گردن من آویزان است و این رشته من را به چاه کلمات و احساسات عمیقتری میکشاند.
چو رنگِ زلفِ تو دارد ارادتش بپذیر
که خانه کرد در این آرزو سیاه دلم
هوش مصنوعی: اگر دلِ من مانند رنگ موهای تو است، محبتش را بپذیر، چرا که این عشق در دل سیاهِ من جا یافته است.
گرفت در خم زلفت قرار و نگرفته ست
ازین نکوتر هم پشت و هم پناه دلم
هوش مصنوعی: گوشههای زلف تو من را به خود کشیده و آرامش و حمایت دل من از هیچ چیز دیگری بهتر نیست.
بیا که کارد به مغزم رسید و کار به جان
بپرس اگر نه چنین است هان گواه دلم
هوش مصنوعی: بیا و ببین که وضعیت برایم چقدر بحرانی شده است، به حدی که دردم به مغز و جانم رسیده. اگر باور نداری، از دل من بپرس.
نزارتر ز نزاری طمع مدار تنم
شکسته تر ز سر زلف خود مخواه دلم
هوش مصنوعی: بدتر از نزار و ضعیفتر از من نباش، آرزو نکن که تنم آسیبدیدهتر از زلف خودت باشد، زیرا دل من هم خیلی نمیتواند بیشتر از این آسیب ببیند.