برگردان به زبان ساده
که میبرد ز رفیقان به دوستان خبرم
که من چگونه به درد از جهان همی گذرم
هوش مصنوعی: دوستانم از حال من باخبر میشوند و میفهمند که من چگونه از درد و رنج در این دنیا عبور میکنم.
نه جز عصای قضا دست گیر در پیشم
نه جز نصیبه ی تقدیر بر فراز سرم
هوش مصنوعی: تنها چیزی که به عنوان یاری در کنارم هست، اراده سرنوشت است و هیچ چیز دیگری جز مقدرات زندگی بر فراز سرم نمیباشد.
به اول آن همه امید در خیال که بود
که آخر این همه زحمت به زیر خاک برم
هوش مصنوعی: در ابتدا، همهی آرزوها و امیدواریم در ذهنم شکل گرفت، اما حالا میبینم که تمام این تلاشها و زحمتها به زیر خاک میرود.
گمان برند مگر اهل دل که وقت رحیل
به سوی کالبد از حرص باز می نگرم
هوش مصنوعی: افراد باطنی و اهل دل شاید فکر کنند که در هنگام جدایی از بدن، من از روی حرص و تمایل به زندگی دنیوی به آن نگاه میکنم.
به هیچ وقت خدا واقف است اگر آید
به غیر دوست همه کاینات در نظرم
هوش مصنوعی: در هر زمانی، خداوند از همه چیز آگاه است و اگر غیر از دوست به زندگی من وارد شود، تمام کائنات در نظرم هیچ اهمیت ندارند.
ز غصه در دلم از حسرت وداع نماند
نمی کز آتش این غم کباب شد جگرم
هوش مصنوعی: از اندوه وداع در دلم چیزی نمانده و جگرم به خاطر آتش این غم به شدت میسوزد.
کجا شدند که بر بسترم چنین عاجز
به حال نزع ببینند همت و هنرم
هوش مصنوعی: کجا هستند کسانی که باید اینجا کنارم باشند و حال زار من را در آستانه مرگ ببینند، با همه تلاش و تواناییام؟
چه سود زاری و زور و زر ای نزاری کو
زبان زاری و بازوی زور و دست زرم
هوش مصنوعی: هیچ فایدهای ندارد که فقط از روی درد و غم و ثروت به خود بپیچید، اگر زبانی برای بیان درد و قدرتی برای عمل کردن و دستی برای استفاده از ثروت نداشته باشید.
اگر حیات بود ور ممات هم ره باد
دعای مادر مسکین و همت پدرم
هوش مصنوعی: اگر زندگی وجود داشته باشد و اگر مرگ هم بیمعنا باشد، دعای مادرم که در نهایت فقیر است و تلاشهای پدرم بیاثر نیست.