برگردان به زبان ساده
تا فراقت دیدهام خون میچکاند دیدهام
برکَن از سر دیدهام گر جز خیالت دیدهام
هوش مصنوعی: از وقتی که دوریات را تجربه کردهام، چشمانم اشک میریزد. اگر غیر از تصویر تو را در دیدهام، هرگز نخواهم توانست از چشمانم جدا شوم.
رحم کن بر من که بیرویت ز پا افتادهام
سر مپیچ از من که چون زلفت به سر گردیدهام
هوش مصنوعی: به من رحم کن، زیرا به خاطر عدم وجود تو به زانو درآمدهام. از من دور نشو، چون من نیز مانند موهای تو به دور خود میچرخم و احساس سرگشتگی دارم.
بارها پیشت ز غربت نامهها بنوشتهام
و اندرین مدّت سلامی از کسی نشنیدهام
هوش مصنوعی: بارها برای تو از دوری و غربت نوشتهام، اما در این مدت هیچ سلامی از کسی دریافت نکردهام.
یادِ من بر خاطرت نگذشت تا باز آمدم
بر من ار بادی گذر کرد از تو واپرسیدهام
هوش مصنوعی: به یاد تو بودم و همیشه در خاطرم بودی. حالا که برگشتهام، اگر بادی از تو بگذرد، از تو سؤال کردهام.
بر تو آسان است از من پرس کاندر هر شبی
تا به روز آوردهام سد ره به خون غلتیدهام
هوش مصنوعی: از تو خیلی راحت است که از من بپرسی در هر شب، چون من تمام شبها را به سختی و با زحمت سپری کردهام و راه دشواری را پشت سر گذاشتهام.
چون دلت بر من نبخشاید که من با عجزِ خویش
نیمجانی داشتم از غم به غم بخشیدهام
هوش مصنوعی: اگر دل تو نتواند مرا ببخشد، من که به خاطر ناتوانیام زندگی را از غم به غم گذراندهام.
گر قبولم میکنی ورنه چه گویم حاکمی
کارِ من عشق است باری من ترا بگزیدهام
هوش مصنوعی: اگر مرا میپذیری، خوب است؛ وگرنه چه بگویم؟ من در عشق تو مشغول هستم و از جان و دل تو را انتخاب کردهام.
پیش ازین بودم نزاری بعد ازین آن نیستم
تا به تو پیوستهام از خویشتن ببریدهام
هوش مصنوعی: قبل از این، من فردی بیخیال و بیاعتنا بودم، اما اکنون که به تو نزدیک شدهام دیگر آنطور نیستم؛ زیرا از خودم فاصله گرفتهام.
بر لبم کس خندهای هرگز ندید الّا مگر
در میان گریه بر احوال خود خندیدهام
هوش مصنوعی: هرگز کسی مرا در حال خنده ندیده، جز در مواقعی که در حالی که به اوضاع خودم فکر میکردم و غمگین بودم، به گریهام میخندیدم.