برگردان به زبان ساده
بر بویِ وفایی که ندیدم ز تو نا اهل
افسوس جفایی که کشیدم ز تو نا اهل
هوش مصنوعی: شکایت از بیوفایی و بیخیالیای دارم که از تو در انتظار داشتم، در حالی که خودم هم لایق این جفا و بیمحلی نیستم.
جز غصّه و بی داد نخوردم ز تو بی رحم
جز زهرِ ملامت نچشیدم ز تو نا اهل
هوش مصنوعی: جز درد و دلتنگی چیزی از تو نچشیدم، ای بی رحم! جز زهر ملامت و سرزنش تو را نچشیدم، ای بیکفایت!
بس تن که به خواری بنهادم ز تو ناجنس
بس دستِ تغیّر که گزیدم ز تو نا اهل
هوش مصنوعی: این بیان اشاره به زحمات و مشقتهایی دارد که فرد به خاطر دیگری متحمل شده است. او ناراحتیها و تغییراتی که در زندگیاش به وجود آمده را به این دلیل میداند که فرد مورد نظر لایق این همه تلاش نبوده است. در واقع، این عبارت نشاندهنده ناامیدی و بینتیجه بودن تلاشهاست.
یا رب چه بلاها که کشیدم ز تو ظالم
یا رب چه جفاها که شنیدم ز تو نا اهل
هوش مصنوعی: ای پروردگارا، چه دردها و مشکلاتی که به خاطر تو تحمل کردم، و چه سختیها و بیعدالتیهایی که از تو شنیدم.
گفتی ز من است این که به جایی نرسیدی
الحق به کمالی نرسیدم ز تو نا اهل
هوش مصنوعی: تو گفتی که علت ناکامی من، خودم هستم. راست میگویی، من به کمالی نرسیدم چون تو لایق و شایسته نبودی.
دیگر نبرم نامِ تو وز تو نکنم یاد
پیوندِ محبّت ببریدم ز تو نا اهل
هوش مصنوعی: من دیگر نام تو را نمیبرم و از تو یاد نمیکنم. پیوند عشق را از تو بریدهام و دیگر به تو تعلقی ندارم.
تو هم بحلی گر نکنی یاد نزاری
بس دم که به افسوس خریدم ز تو نا اهل
هوش مصنوعی: اگر تو هم به من توجه نکنی و به یاد من نباشی، باعث میشود که من با حسرت و غم از تو دوری کنم و نمیتوانم بر این حالتی که نسبت به تو دارم، غلبه کنم.