برگردان به زبان ساده
اگر دورم از تو به آب و به گِل
ولی با تو باشم به جان و به دل
هوش مصنوعی: هرچند که از تو دور باشم و در آب و گل، اما با تمام وجودم و قلبم، همیشه در کنار تو هستم.
ز مبدایِ فطرت برفته ست حکم
از آن اتّصالم به تو متّصل
هوش مصنوعی: حکم و ویژگیهای فطری از اصل و منبعی ناشی میشود که به واسطه آن به تو متصل میشوم.
نه آن اتّصال است ما را به تو
که دورِ زمانش کند منفصل
هوش مصنوعی: ما به تو آنچنان که باید متصل نیستیم که زمان بتواند ما را از هم جدا کند.
من آن مهربانم که از مهرِ دوست
ز من مهرِ گردون بماند خجل
هوش مصنوعی: من شخصی هستم که از محبت و دوستی دیگران، احساس شرمندگی میکنم و به خاطر عشق و محبت عاجز ماندهام.
به چشمی که رویِ تو بیند کسی
به رویی دگر چون شود مشتغل
هوش مصنوعی: اگر کسی چشمی داشته باشد که فقط تو را ببیند، چگونه میتواند به روی دیگران توجه کند؟
به چشمت که نایند در چشمِ من
همه خوب رویانِ چین و چگل
هوش مصنوعی: وقتی به چشمانت نگاه میکنم، همه زیبا رویان و دلرباهای دنیا به نظر میآیند.
به دعوی نگویم که من نیستم
از آن بی وفایانِ پیمان گسل
هوش مصنوعی: من ادعا نمیکنم که از آن کسانی که پیمان را میشکنند، متفاوت هستم.
قرینِ ثباتم ولی مضطرب
طفیلِ سلوکم و لیکن مُقِل
هوش مصنوعی: من از نظر ثبات در وضعیت خوبی هستم، اما به خاطر روش زندگیام، ناآرام و بیقرار هستم و به همین دلیل چندان ثروتمند نیستم.
تحمّل کسی می کند بارِ عشق
که دایم بود چون شتر محتمل
هوش مصنوعی: عشق را تنها کسی میتواند تحمل کند که همچون شتری که همیشه بار خود را بر دوش دارد، مقاوم و استقامتپذیر باشد.
تفاخر کسی را رسد در سلوک
که مأمورِ امرست هم چون اِبل
هوش مصنوعی: کسی میتواند در سلوک و معنویت به خود ببالد که در حقیقت به وظایف و مسئولیتهای خود عمل کند، مانند ابلیس که به خاطر نافرمانیاش از مقام خود سقوط کرد.
نزاری ز اندازه بیرون مشو
نه غالی نه قاصر بلی معتدل
هوش مصنوعی: از حد و اندازه خارج نشو؛ نه افراط کن و نه تفریط. باید در میانه روی کنی.
نزاری اگر وحدتت آرزوست
طمع بگسل از کثرتِ جان و دل
هوش مصنوعی: اگر به دنبال رسیدن به وحدت و یگانگی هستی، باید از تنوع و کثرت احساسات و خواستهها دست بکشی.