برگردان به زبان ساده
ای دل آخر نشدی سیر ز محنت ای دل
به سرِ کویِ بلا بیش مکن سر منزل
هوش مصنوعی: ای دل، چرا هنوز از غم و رنج خسته نشدهای؟ در این راه پر از درد، بیشتر از این در توقف نکن.
چند گویی ز دهان و لب و چشم و خط و خال
چند گویی ز ختا و ختن و چین و چگل
هوش مصنوعی: چقدر درباره ویژگیها و جوانب ظاهری انسان صحبت کنی، همچون دهان، لب، چشم و نشانههای روی صورت، یا کشورهای مختلف مانند ختا، ختن، چین و چگل، باز هم کافی نیست.
می زنم سر به سر از دستِ تو با دیو و بلیس
می روم در به در از کرده ی تو خوار و خجل
هوش مصنوعی: من به خاطر محبت و اثر تو، با تمام بدیها و شیطانها درگیر میشوم و در پی تو، در حال سرگردانی و شرمندگی هستم.
منزلم بر سرِ آتش بود و از گریه
سیلِ خون می رودم در عقب از هر محمل
هوش مصنوعی: در خانهام آتش بود و من به شدت گریه میکردم، به طوری که خون از چشمانم سرازیر میشد و هر جا که میرفتم، این حالتم مرا دنبال میکرد.
چشم در پیش و سر افکنده بمانم از چه
از بس انکار به هر انجمن و هر محفل
هوش مصنوعی: با نگاهی به جلو و سر پایین انداخته، برای چه بمانم؟ چرا که به خاطر انکارهای مکرر در هر جمع و محفل، در این وضعیت هستم.
در مقاماتِ تحیّر ز پسِ استخلاص
گاه مصروعم و گه مسرع و گه مستعجل
هوش مصنوعی: در مواقعی که در حال تصمیمگیری یا گیجی هستم، میتوانم گاهی آرام و بیخیال باشم و گاهی هم سریع و با شتاب عمل کنم.
از پیِ خونِ تو هر جا که رسیدم در حال
به گواهیِ من افعالِ تو کردند سجل
هوش مصنوعی: هر جا که به دنبال تو رفتم، اعمال و کارهای تو گواهی بر حقانیت من شدند.
نیم جان دارم و گر نیز برآنی که ز تن
قطعِ پیوند کنی دست فرو کن بگسل
هوش مصنوعی: من در حالتی هستم که نیمه جان دارم و حتی اگر تو بخواهی که از جسم من جدا شوی و این پیوند را قطع کنی، باز هم دست از این کار بر نمیدارم.
من به هر چیز که کردی بحلت کردم و رفت
آن تو دانی و نزاری که کند یا نه بحل
هوش مصنوعی: من به هر چیزی که تو کردی؛ من هم آن را پذیرفتم و به راه خود ادامه دادم. حالا تو خود میدانی که آیا این کار خوب است یا نه.
چند گویم ز دل و جان، من و تسلیم و گر
دولتم دست دهد پای بر آرم از گل
هوش مصنوعی: بسیار سخن بگویم درباره دل و جانم و تسلیم شدنم، اگر روزی تواناییای به دست آورم، از خاک بر میخیزم.