برگردان به زبان ساده
کمند است آنکه افکندهست بر دوش
ندانم یا نغوله بر بنا گوش
هوش مصنوعی: کسی که بار سنگینی بر دوش دارد، نمیدانم این بار از کجا به او رسیده یا به چه دلیل بر دوش او مانده است.
کمند افکندن زلفش نه بس بود
که بر دنبالش ابرو می کشد غوش
هوش مصنوعی: فرود آوردن زلف او کافی نیست، زیرا ابرویش با نازش به او میرسد.
لبان باده فامش ناچشیده
چه معنی را ز مردم می برد هوش
هوش مصنوعی: لبان رنگین او که هیچ وقت نچشیدهاند، چگونه میتوانند از مردم حواس و شعور را بربایند؟
برو بالا از این خوشتر ندیدم
ز یاغ کیست این سرو قبا پوش
هوش مصنوعی: برو به جایگاه بالا، من هیچ چیز خوشگلتر از این سرو قبا پوش ندیدم. کیست این شخص؟
غلام کیست آن کز زلف کردهست
فلک را چون غلامان حلقه در گوش
هوش مصنوعی: غلام کیست که زلفش چنان جادوگری کرده که آسمان را مانند غلامان، به گرد حلقهای در آورده است؟
بیا تا بی حیا در پایش افتیم
که سر بر پایِ او بهتر که بردوش
هوش مصنوعی: بیایید بیپروا در پای او بیفتیم، چون بهتر است سر بر پای او بگذاریم تا اینکه بر دوش او بار شویم.
مرا با این همه کوتاه دستی
چنین سروی کجا گنجد در آغوش
هوش مصنوعی: با این که من خیلی دستم کوتاه است، اما چنین قامت بلندی را چگونه میتوان در آغوش گرفت؟
همی کوشم کزو کم یادم آید
ولیکن خود نمی گردد فراموش
هوش مصنوعی: من تلاش میکنم که او را کمتر به یاد آورم، اما خودم نمیتوانم او را فراموش کنم.
چنین شوریده خاطر زانم امروز
که در خلوت به خوابش دیده ام دوش
هوش مصنوعی: امروز به قدری در فکر و احساس گیج و آشفتهام که شب گذشته در خواب او را در تنهایی ملاقات کردم.
دگر بیچارگان طاقت ندارند
چو یوسف گو برو برقع فرو پوش
هوش مصنوعی: دیگر افراد درمانده و بیچاره توانایی تحمل ندارند، پس مانند یوسف، برو و خود را پنهان کن.
چو زاری در نمی گیرد نزاری
ملامت می کند منظور خاموش
هوش مصنوعی: وقتی کسی به شدت ناراحت است و فریاد نمیزند، دیگران او را سرزنش میکنند که چرا سکوت کرده است.
برو تا بر نخیزد فتنه بنشین
چو پایت بر سر گنج است مخروش
هوش مصنوعی: برو و صبر کن تا مشکلی پیش نیاید. وقتی که قدمت روی گنجی است، هیچ حرکتی نکن و خود را آرام نگهدار.