برگردان به زبان ساده
هنوز اگرچه جفا دیده می روم ز برش
وفا کنم به دو چشم از میانِ جان به سرش
هوش مصنوعی: با وجود اینکه هنوز از او بدی دیدهام، اما تصمیم دارم به خاطر او وفا کنم و با تمام وجودم به او نگاه کنم.
چنان که تشنه ز آبِ حیات نشکیبد
نمی شکیبم از آن مایلم به خاک درش
هوش مصنوعی: چنان که یک تشنه از آب حیات سیراب نمیشود، من هم نمیتوانم از عشق و محبت او سیر شوم و به همین خاطر همیشه خواهان نزدیک شدن به او هستم.
گرم به تیرِ جفا خسته کرد باکی نیست
به تیغ باز نگردم ز رویِ چون سپرش
هوش مصنوعی: اگر کسی با تیرهای ستم مرا خسته کند، نگران نیستم؛ چرا که با شمشیر خودم به عقب برنمیگردم و از روی سپرم دور نمیشوم.
به نفخِ صور چه حاجت مرا که برخیزم
اگر به خاک فرو گویدم کسی خبرش
هوش مصنوعی: اگر در روز قیامت صدای صور بلند شود و مرا به قیام فرا بخوانند، نیازی به برخاستن ندارم، چون اگر کسی در زمین بگوید که من را به خاک برگرداند، خبر آن را خواهم شنید.
مهِ دو هفته که باشد که آفتابِ منیر
روا بود که رود هم چو سایه بر اثرش
هوش مصنوعی: ماه که دو هفته از آغازش گذشته، چه جالب است که خورشید، نورانی و تابناک، مثل سایهای بر روی زمین حرکت کند.
دلِ ضعیف چه باشد هزار جانِ عزیز
به یک کرشمه برند آن دو چشمِ شیوه گرش
هوش مصنوعی: دل ضعیف نمیتواند تحمل کند، زیرا آن دو چشم زیبا با یک نگاه ساده، جانهای عزیز زیادی را به خود میکشانند.
مشامِ بادِ صبا مشک بوی کی بودی
اگر نبودی بر چینِ زلفِ او گذرش
هوش مصنوعی: اگر نسیم صبا بوی مشک دارد، به خاطر این است که از میان زلفهای او عبور کرده است.
هزار صوفیِ صافی نه هم چو من رندی
ز راهِ دین ببرد التفاتِ یک نظرش
هوش مصنوعی: هزاران مرد تزکیهکرده و خالص وجود دارند، ولی مانند من که با شیوهای رندانه از دین فاصله گرفتهام، در دنیا نیستند؛ فقط یک نگاهش میتواند همه چیز را تغییر دهد.
نزاریا تو و زاری خلاف می گویند
که جز به زر نتوان کرد دست در کمرش
هوش مصنوعی: عاشقانی که در غم عشق زاری میکنند، با هم در تضاد هستند و میگویند که برای به دست آوردن محبوب تنها راه این است که ثروت داشته باشی.