برگردان به زبان ساده
گر خدا دولت و بختم دهد و عمر دراز
دیده روشن کنم از خاک سر کوی تو باز
هوش مصنوعی: اگر خداوند به من خوشبختی و عمر زیادی عطا کند، میخواهم زندگیام را از خاک سر کوی تو آغاز کنم.
آستانت به تضرع ز خدا میخواهم
که نکرده ست کسی جز به نیاز این در باز
هوش مصنوعی: از خدا میخواهم که به خاطر نیاز و تضرع به درگاهت، در تو را باز کند، چرا که هیچکس جز من به این در نیامده و درخواست نکرده است.
کس ندانم که در این ورطه مرا چاره کند
من و درگاه خداوند تعالی و نیاز
هوش مصنوعی: هیچکس را نمیشناسم که بتواند در این شرایط سخت به من کمک کند، جز خداوند بزرگ و دعا کردن به او.
روی در روی تو میخواهم و کنجی همه عمر
بر همه خلق جهان کرده در انس فراز
هوش مصنوعی: من میخواهم که همیشه رو در رو با تو باشم و در گوشهای از دنیا، تمام عمرم را در کنار جمعیت انسانها بگذرانم.
من تعصب نکنم هرکه مرا عیب کند
قول بدگوی یقینم که محال است و مجاز
هوش مصنوعی: من بر کسی تعصب ندارم و اگر کسی به من ایراد بگیرد، مطمئن هستم که آن گفتهها یا دروغ هستند یا واقعیت ندارند.
آتش سوخته از خام نپرسید آری
منکر عشق ندارد خبر از عالم راز
هوش مصنوعی: آتش که خاموش شده بود، از خامی نپرسید و به او گفت که منکر عشق هیچ اطلاعی از دنیای رازها ندارد.
جگرم خون شد از اندیشهٔ بی همنفسی
محرمی کو که بدو قصه توان کرد آغاز
هوش مصنوعی: دل من از فکر تنهایی و بیهمنفسی کسانی که نزدیک نیستند، آزرده و خونین شده است. هیچکس نیست که بتوانم با او درد دل کنم و قصهام را آغاز کنم.
بلبلان را بود آخر که بنالند به حال
من خود آن زهره ندارم که برآرم آواز
هوش مصنوعی: بلبلان وقتی که به حال من ناله میکنند، دیگر چارهای ندارند، چون من خود آن زهره را ندارم که صدای زیبایی از خود بلند کنم.
سر خود نیز همم نیست که از سایهٔ خود
هستم از بیم گریزنده و چو تیهو از باز
هوش مصنوعی: من حتی از سایهٔ خودم هم نمیتوانم فرار کنم، مثل تیهو که از دست بازپرنده میگریزد.
دوش با دل ز پریشانی خود میگفتم
تو بدین محتشم افکندهای از نعمت و ناز
هوش مصنوعی: دیروز با دل خود از پریشانی و ناراحتیام سخن میگفتم و به نظر میرسد تو با آراستگی و تجمل خود، مرا از نعمت و آسایش دور کردهای.
گفت آری که نه همواره شب وصل بود
روزکی چند صبوری کن و با هجر بساز
هوش مصنوعی: او گفت: بله، اما همیشه به این صورت نبوده است. کمی صبر کن و با جدایی کنار بیا.
کس نیارد به حیل دامن تقدیر به کف
دست تدبیر چه کوتاه نزاری چه دراز
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند با ترفند، سرنوشت را در دستان خود بگیرد؛ چه این سرنوشت در کوتاهی عمر باشد یا در درازی.
میل مرغ از طرف دانه و غافل که قضا
به سر دام بلا میبردش در پرواز
هوش مصنوعی: میل و خواسته پرنده به سمت دانه است و او از این موضوع غافل است که سرنوشت ممکن است او را به دام بلا ببرد.