برگردان به زبان ساده
به هیچ انجمن داستانی نرفت
که از حال من هم چنانی نرفت
هوش مصنوعی: هیچ مجلسی نیست که درباره من صحبت نکرده باشد، درست مانند اینکه خبری از من نداشته باشند.
دربن مدت از ما نکرده ست یاد
کسی کو ز یادم زمانی نرفت
هوش مصنوعی: در این مدت، کسی که از یادم نرفته، اصلاً به یاد من نبوده است.
ز بی داد او هیچ روزی نشد
که آوازه یی در جهانی نرفت
هوش مصنوعی: به خاطر ظلم و ستم او، هیچ روزی نیست که صدا و خبرش در دنیا پخش نشود.
به بالا برآهی زمان تا زمان
ز حلق چو من ناتوانی نرفت
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به بلندی برسی، زمان را به خود بگیر، چرا که من هم در حالتی ناتوان به اینجا آمدم و از حلقه زمان فرار نکردهام.
به چین عرق چین او دم به دم
ز فریاد من کاروانی نرفت
هوش مصنوعی: هر بار که من فریاد میزنم و از دلنگرانیام میگویم، هیچ کاروانی به سمت چین نمیرود.
ز ضدان طمع داشتن یک دلی
قبولی نکردم ضمانی نرفت
هوش مصنوعی: من از کسانی که در دل خود طمع دارند، یکدلی و اعتماد نداشتم و هیچگاه ضمانتی برای آنها نپذیرفتم.
مسیحی ز هر مریمی برنخاست
همایی ز هر آشیانی نرفت
هوش مصنوعی: هیچ مسیحی از بریدن درختی به نام مریم برنخاست و هیچ پرندهای از هر لانهای پرواز نکرد.
به غیر دل الحمدلله هنوز
اگر نیست سودی زیانی نرفت
هوش مصنوعی: جز دل، الحمدلله هنوز اگر سودی نیست، زیانی هم نبوده است.
مراد من اندر حجابی نماند
یقین من اندر گمانی نرفت
هوش مصنوعی: من دیگر در حجاب و پرده نیستم و به یقین رسیدهام که هیچ شکی در من وجود ندارد.
تفاوت نکرد ار دل از دست شد
سخن نیز در نیم جانی نرفت
هوش مصنوعی: اگر دل از دست برود، تفاوتی نمیکند؛ حتی سخن هم در نیمی از زندگی ناپدید نمیشود.
همین گفت بر خود ببخش ای سقیم
دگر با نزاری نشانی نرفت
هوش مصنوعی: بخودت بگذر، ای بیمار، دیگر جای نزار بودن نیست.