برگردان به زبان ساده
چه فتنه بود که در عید گه جنان بگذشت
سواره بر من مسکین ناتوان بگذشت
هوش مصنوعی: در روز عید، چه حادثهای روی داد که به آرامش من آسیب زد و بر منِ ناتوان و بیچاره گذشت.
سلام کردم و پرسید کای فلان چونی
همین بگفت و به شبدیز بر ، روان بگذاشت
هوش مصنوعی: سلام کردم و از حالش پرسیدم. او فقط گفت که خوب است و سپس به راهش ادامه داد.
چه گویمت ز سخن گفتنش که شیرینی
بغایتیست که آخر بدان دهان بگذشت
هوش مصنوعی: نمیدانم چگونه برایت بگویم که حرف زدن او چقدر شیرین است، مانند لذتی که فقط در نهایت به دهان میرسد.
به سرو چون کنم ش مشتبه چه گویم
من این خطا نپسندم که بر زبان بگذشت
هوش مصنوعی: نمیدانم چطور درباره سرو صحبت کنم؛ چه بگویم که این اشتباه را نمیپسندم که به زبان بیاورم.
به خواب دوش بلا دیده ام نگاه کنید
به اعتبار که ام روز بر چه سان بگذشت
هوش مصنوعی: در خواب دیروز، به وقایع تلخی که تجربه کردهام نگاهی بیندازید و ببینید امروز چگونه سپری شد.
نظر به دست و کمان داشتیم و شست هنوز
گرفته بود که تیر از میان جان بگذشت
هوش مصنوعی: ما به دست و کمان نگاه میکردیم و هنوز انگشتمان را بر روی چله تیر نگه داشته بودیم که تیر همانطور که از جان ما گذشت.
حواس ظاهرم اندر نماز بود و لیک
نفس نفس که زدم بر دلم نهان بگذشت
هوش مصنوعی: ظاهراً در حال نماز بودم و تمام حواسم معطوف به آن بود، اما درونم، در لحظهای که نفسی کشیدم، احساسی در دل من پا گذاشت که پنهان باقی ماند.
نهان نمی شود از آدمی و می گذرد
کسی ندید که هرگز پری چنان بگذشت
هوش مصنوعی: هیچ چیز از دید انسان پنهان نمیماند و هیچکس نمیتواند بگذرد، مگر آنکه روحی مانند پری از کنارش عبور کند.
حلال کرد بر اصحاب خانقاه نظر
به چشم رغبت هر پیر کان جوان بگذشت
هوش مصنوعی: در این بیت بیان میشود که برای همراهان و دوستداران خانقاه، دیدن چهره جوانی که به دقت نظرش را در چشم پیر و عارف جلب کرده، مجاز و پذیرفته است. در واقع، احترام و توجهی که جوان به پیر میکند، باعث میشود که فضای خانقاه به جایی برای ارتباط و تفاهم تبدیل شود.
از آن نماز چه حاصل که از عُلو خیال
بت از برابر چشمم زمان زمان بگذشت
هوش مصنوعی: نماز خواندن چه فایدهای دارد وقتی که در دل و ذهن من، خیال بت و معشوق بهطور مکرر از مقابل چشمانم میگذرد و مرا مشغول میکند؟
دریغ عمر نزاری که در گذشت ازو
چو باد صبح که از طرف بوستان بگذشت
هوش مصنوعی: عمر نازنین من همچون بادی بود که صبحگاه از کنار باغ میگذرد و افسوس که به سرعت سپری شد.
کسی که زنده به عیسی دمی نباشد اگر
خضر بود به عدم رفت کز جهان بگذشت
هوش مصنوعی: هر که لحظهای هم با عیسی زندگی نکند، اگرچه به پای خضر باشد، از این جهان رفته و وجودش بیمعناست.