برگردان به زبان ساده
گرچه در روح صبا مطلق حیاتی دیگرست
در عرقچین نگارم رایحاتی دیگرست
هوش مصنوعی: هرچند در وجود نسیم صبحگاهی زندگی و حال و هوای خاصی وجود دارد، اما در عرقچین زیبای من بویی متفاوت و جذابتر احساس میشود.
گر نبات مصر مشهورست در عالم به ذوق
رسته بر گرد لبش شیرین نباتی دیگرست
هوش مصنوعی: اگر نبات مصر در جهان به خاطر طعمش معروف است، اما دور لب او شیرینی دیگری نیز وجود دارد.
سرو بستان را که چندین شرح و وصفش میکنند
راستی سرو روانش را صفاتی دیگرست
هوش مصنوعی: سروهای باغ را که خیلی توصیف میکنند، واقعاً روح و ماهیت آنها ویژگیهای دیگری دارد.
در فراق روی چون فردوس آن خورشیدوار
چشم من بنگر که پنداری فراتی دیگرست
هوش مصنوعی: در غم دوری روی زیبایت، چشمانم را مانند خورشیدی درخشان ببین که گویی نوری فراتر از همه چیز دارد.
عقل را گرچه مقدم مینهند از ابتدا
هر زمان از عشق پیشش مشکلاتی دیگرست
هوش مصنوعی: هرچند در همه زمانها، عقل را در اولویت قرار میدهند، اما عشق همیشه چالشها و مسائل خاص خود را دارد که عقل نمیتواند آنها را حل کند.
در مقامر خانهٔ روحانیان پاکباز
بر بساط عشق هر دم شاهماتی دیگرست
هوش مصنوعی: در منزل روحانیون که به عشق و محبت مشغولند، هر لحظه حالت جدید و حیرتانگیزی از عشق پدیدار میشود.
شهره شد کز بت پرستیدن نزاری توبه کرد
وآن خلاف استغفرالله ترهاتی دیگرست
هوش مصنوعی: نزدیک است که نام نازکی و زیبایی به خاطر پرستش بتها، در شهر معروف شود، ولی نزار (شاعر) از این عمل توبه کرده است، و آن موضوعی است که با اوضاع و احوال دیگر متفاوت است.
بتپرست ار چون بت من میپرستد عیب نیست
گرچه هم گویند کاخر بیثباتی دیگرست
هوش مصنوعی: اگر بتپرست مانند من به بت خود احترام میگذارد، اشکالی ندارد، هرچند دیگران میگویند که این عدم ثباتی دیگر است.
ای مسلمانان گر از من گفت باور میکنید
قبلهٔ اسلام جانم سومناتی دیگرست
هوش مصنوعی: ای مسلمانان، اگر من چیزی بگویم، آیا به آن ایمان میآورید؟ قبلهٔ اسلام من، وجودم را از آنچه میدانید جدا میکند و به سمت سومی میبرد.
راز خود چون فاش کردم با تو گفتم صدق حال
زان که در هر عضو من عزی و لاتی دیگرست
هوش مصنوعی: وقتی راز خود را با تو در میان گذاشتم، درباره حقیقت حال خود صحبت کردم، زیرا در هر گوشه از وجودم نشانههایی از دو بت قدیمی وجود دارد.
تا نزاری کی بود فارغ ز جمع مسکرات
از پی هر مسکراتش مسکراتی دیگرست
هوش مصنوعی: تا زمانی که مستی و نشئه وجود دارد، کسی نمیتواند از جمعبندی و تحلیل آن فارغ باشد؛ هر بار که یکی از انواع مستی را تجربه میکند، نوع دیگری از آن نیز در پیاش خواهد بود.
کی شود هشیار بر خمخانههای مسکرات
عقل را هر لحظه بر نامش براتی دیگرست
هوش مصنوعی: کی کسی به هوش میآید در میخانههایی که پر از شراب است؟ هر لحظه عقل را بر پایه نام او گواهی تازهای است.
خود خط زیباش بر خون نزاری مطلق است
وین عجایبتر که بر مفلس زکاتی دیگرست
هوش مصنوعی: نوشته زیبا و دلکش او به گونهای است که مثل یک اثر هنری بر دلهای بینوا تأثیر میگذارد و جالبتر اینکه، این اثر بر زندگی کسانی که در تنگدستی و فقر به سر میبرند، حکایتهای عمیقتری را بازگو میکند.