برگردان به زبان ساده
ما از غم تو شدیم سودایی
ای دوست چرا دمی نمیآیی
هوش مصنوعی: ما به خاطر غم تو دچار پریشانی و بیقراری شدهایم، ای دوست، پس چرا هیچ وقت نمیآیی حتی برای یک لحظه؟
بر ما گذری نمیکنی گه گه
ور میگذری دمی نمیپایی
هوش مصنوعی: تو هر از گاهی از کنار ما عبور میکنی، اما هیچگاه توقف نمیکنی و لحظهای در کنار ما نمیمانی.
تا تو نظری به ما و من کردی
ماهیّت ما برون شد از مایی
هوش مصنوعی: وقتی تو به ما توجه کردی، وجود واقعی ما از حالت عادی خارج شد و به نوعی تغییر کرد.
جایی که منیِّ عشق بنشیند
برخیزد از آن منی همه مایی
هوش مصنوعی: جایی که احساس عشق وجود دارد، از آنجا تمام منیتها و خودخواهیها کنار میرود و به جای آن، احساس همدلی و جمع بودن شکل میگیرد.
تا امر نشد ز ابتدا فایض
بر عقل، نشد سَمَر به دانایی
هوش مصنوعی: برای این که به درک و دانایی برسیم، باید ابتدا فهم و عقل را به دست آوریم. بدون این درک اولیه، هیچگونه پیشرفتی در دانش و آگاهی حاصل نخواهد شد.
بیزار ز ما و من شدیم آخر
یعنی ز منافقی و رعنایی
هوش مصنوعی: ما از خودخواهی و نفاق دوری گزیدیم و به نوعی به رهایی رسیدیم.
شاید که به طعنه دشمنان گویند
ای دوست به دوستان نمیشایی
هوش مصنوعی: شاید دشمنان به طعنه بگویند که ای دوست، تو به دوستان خود وفا نمیکنی.
منظورِ تو یار با تو بنماید
گر آینه ی وجود بزدایی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی دوستت تو را بهتر بشناسد، باید ناخالصیها و زوایای پنهان وجودت را کنار بگذاری و خود واقعیات را به او نشان دهی.
ارواح جنود شد جنود ارواح
تو بر سرِ کارِ خویشتن رایی
هوش مصنوعی: روحها مانند سربازانی هستند که تحت فرمان تو در کارهای خودت قرار دارند.
خمخانه ی می به خانقه گیری
گر خانه ی معرفت بیارایی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در دل میخانه خوش بگذرانی، ابتدا باید دل خانهی معرفت را زینت ببخشی.
پالونه بیار و می به راوق کن
تا چند به دیده خون بپالایی
هوش مصنوعی: پالونه بیار و می ریخته را به راه بینداز تا مدت کوتاهی، اشکهایت را پاک کنی.
پیرامنِ مصلحت نگردی بیش
گر دامن معصیت نیالایی
هوش مصنوعی: اگر بیش از حد به فکر مصلحت خود باشی، ممکن است به گناه و معصیت دامن بزنی.
زنّارِ مغان اگر نمیبندم
بیبهرهام از بتانِ یغمایی
هوش مصنوعی: اگرچه به کمربند مغان نمیبندم، اما بدون آنها از زیباییهای محبوبان محرومم.
آن قصّه شنیدهام که بعد از حج
بر بت صلیب شیخ صنعایی
هوش مصنوعی: داستانی را که شنیدهام این است که پس از انجام مناسک حج، شیخ صنعایی به بت صلیب اعتقاد پیدا کرده است.
بر شیوه ی او نزاریا کردی
پیرانه سر اقتدا به برنایی
هوش مصنوعی: به روش او، زنی نزارا، با موی سپید و سالخورده، به جوانی اقتدا کردی.