برگردان به زبان ساده
تا به کی عجب و شرک و خود بینی
با خدا باش تا خدا بینی
هوش مصنوعی: تا کی باید به خودپسندی و شگفتی از خود ادامه بدهی و در عجب باشی؟ بهتر است به خدا توجه کنی و او را ببینی.
این همه شوق و عشق و درد و نیاز
در میان هیچ تو همه اینی
هوش مصنوعی: در این دنیا که پر از شوق، عشق، درد و نیاز است، در میان همهی اینها، تو تنها هستی که همهی این احساسات را در خود داری.
شش همی خواهی و یک آمد نقش
آن نکوتر که مهره بر چینی
هوش مصنوعی: اگر شش چیز بخواهی و تنها یک مورد به دست آید، آن یک مورد باید از همه چیزها بهتر و زیباتر باشد، مانند مهرهای که بر روی یک تخته چینی قرار دارد.
جان به تلخی چو کوه کن بدهی
بس که مغرورِ حسنِ شیرینی
هوش مصنوعی: اگر جانت را به تلخی و سختی مانند کوهی فدا کنی، به خاطر اینکه بسیار به زیبایی و شیرینی فریبنده مغرور شدهای.
چه محل پیشِ پاک بازانت
تا تو مشغولِ جاه و تمکینی
هوش مصنوعی: چه اهمیتی دارد که در کجا قرار داری و چه مقام و جایگاهی داری، در حالی که در دل مشغول خودبزرگبینی و طلب شهرت هستی؟
از پراکندگی نباشی جمع
تا تو موقوفِ نقشِ پروینی
هوش مصنوعی: اگر از پراکندگیها و تفرقهها کنار بروی، میتوانی به وحدت دست یابی و به نقش و اثر خوب خود ادامه دهی.
از خلافِ تو فتنه ها خیزد
کی پسِ کارِ خویش بنشینی
هوش مصنوعی: از نافرمانی و به مخالفت تو، مشکلات و آشفتگیها به وجود میآید. آیا بعد از این حوادث، تو همچنان بیتوجه به کارهای خود خواهی نشست؟
تا کنند آفرین بَدان بر تو
از درِ سد هزار نفرینی
هوش مصنوعی: به خاطر تو، هزاران نفر از در این منزل به تو احترام میگذارند و ترا ستایش میکنند.
وربه نیکانت التجا باشد
احسن الله محضِ تحسینی
هوش مصنوعی: اگر به سوی نیکان پناه ببری، خداوند بهترین نعمتها را به تو عطا خواهد کرد.
صیدِ تو نیست جز کبوترِ زار
پس تو شاهی نیی که شاهینی
هوش مصنوعی: تو فقط کبوترِ نالان و زار را شکار میکنی، پس نمیتوانی خود را شاهین بنامی.
پس چه دشمن نزاریا و چه دوست
دل پر از مهر و سر پر از کینی
هوش مصنوعی: بنابراین، چه دشمنی که ضعیف است و چه دوستی که قلبش پر از محبت است و سرش پر از کینه.