برگردان به زبان ساده
گر ز دردِ دلِ من یک ورقی برخوانی
صورتِ حالِ من آن گه به حقیقت دانی
هوش مصنوعی: اگر کمی از دردها و ناراحتیهای من را بخوانی، به خوبی میفهمی که در حال و روز من چه میگذرد.
تا به حسنِ رخِ یوسف صفتی مغروری
می نداری خبر از سوزِ دلِ کنعانی
هوش مصنوعی: تو به زیبایی و جذابیت چهره یوسف در خود می بالی و در عین حال از درد و سوز دل کسی که در عشق او رنج میبرد، بیخبری.
هیچ مشفق به نصیحت ز تو خود میپرسد
که چنان سوخته ای را به چه میرنجانی
هوش مصنوعی: هیچکس از تو نمیپرسد که چرا با قلب سوختهات خودت را آزار میدهی و رنج میکشی.
گر قدم در کشی از دوست به خود راه مده
دستِ اغیار که گنجینه ی درویشانی
هوش مصنوعی: اگر خودت را به دوست نزدیک کنی، اجازه نده که دیگران به تو نزدیک شوند، زیرا آنها مانند گنجینهای از درویشان هستند که ارزشمند و ویژهاند.
عشق از آنجاست مرا با تو نه اینجا افتاد
هوس دل دگرست از نفسِ روحانی
هوش مصنوعی: عشق از جایی به وجود آمده که مرا با تو پیوند میدهد و نه از اینجا که فقط بخواهد. تمایل دل، چیز دیگری است که از نفس معنوی سرچشمه میگیرد.
جان نمیدیدم و میجستم و میدانستم
که نهان است چو دیدم تو به جان میمانی
هوش مصنوعی: من قادر نبودم جان را ببینم و به دنبال آن میگشتم و میدانستم که در دل پنهان است، اما وقتی تو را دیدم، متوجه شدم که جاودانهای.
چه توان کرد اگر روی به ما ننمایی
چه توان گفت که هم جانی و هم جانانی
هوش مصنوعی: اگر به ما توجهی نکنی، چه میتوان کرد؟ چه میتوان گفت، در حالی که تو هم جان من هستی و هم محبوب من؟
من به یک جو که غم من نخوری ارزانم
تو به صد جان که فدای تو کنم ارزانی
هوش مصنوعی: من به یک ذره از غم تو اهمیت نمیدهم، در حالی که تو برای من به اندازه صد جان ارزش داری و حاضر هستم فدای تو شوم.
ماه رخسار بپوشد چو تو بر بام آیی
سرو بالا ننماید چو تو در بستانی
هوش مصنوعی: زمانی که تو بر بام میآیی و چهرهات را نشان میدهی، حتی ماه هم شرمنده میشود و نمیتواند خود را به نمایش بگذارد. همچنین، در باغ وقتی تو هستی، هیچ سرو و درختی نمیتواند زیبایی تو را نشان دهد.
قد شیرین تو و قامت سرو کشمیر
لب شیرین تو و شکر خوزستانی
هوش مصنوعی: قد و قامت تو همچون سروهای زیبا در کشمیر است و لبهای شیرین تو مانند شکر خوزستان طعمی دلنشین دارد.
خرد از روی تو انگشت نهد بر دیده
عقل در کوی تو بر خاک نهد پیشانی
هوش مصنوعی: دانش و فهم، با نگاه به تو، چشمان عقل را متوجه میسازد و در مسیر تو، سر به خاک میساید.
یک شب از وصل تو انصاف خود ار بستانم
جان به خشنودی دل میدهم ار بستانی
هوش مصنوعی: اگر یک شب از نزدیکی تو انصاف و حق خود را بگیری، من جانم را میدهم تا دل تو راضی باشد.
هیچت افتد که مراین فتنه ی برخاسته را
با نزاری بنشینی و دمی بنشانی
هوش مصنوعی: آیا واقعاً میتوانی در میان این آشوب و بلوا، با شخصی کمتجربه و ضعیف بنشینی و آرامش بگیری؟