برگردان به زبان ساده
شدستم ناگهان در وجد و حالی
خراب از غمزه ی مست غزالی
هوش مصنوعی: ناگهان به حالت شادی و سرخوشی رسیدم، بهخاطر نگاهی فریبنده و دلبرانه از یک غزال مست.
نمی یارم به گفتن کز کجا ، کیست
که باشد با که دارد اتصالی
هوش مصنوعی: من نمیتوانم بگویم از کجا و چه زمانی این ارتباط وجود دارد، زیرا کسی که به کسی دیگر متصل است، مشخص نیست.
اگر از من بپرسی خضر وقتی
و گر باور کنی آب زلالی
هوش مصنوعی: اگر از من بپرسی، خضر همیشه در زمان حاضر است و اگر به من اعتقاد داشته باشی، منبعی پاک و شفاف برایت فراهم خواهد بود.
رخی چون های مه بالای سروی
کشیده شین شب بر روز دالی
هوش مصنوعی: چهرهای مانند ماه، با زیبایی که در بالای درخت سرو دیده میشود، شب را بر روز میپوشاند و تاریکی را بر آن میافکند.
دو جادو بر قمر هر یک سهیلی
دو ابرو بر زبر هر یک هلالی
هوش مصنوعی: دو جادوگر با زیبایی خود، قمر را میافزایند و هر یک ابروهایی دارند که به زیبایی هلالی شب میمانند.
به شاخ عشق بر زیبا تذروی
به باغ حسن در چابک نهالی
هوش مصنوعی: درخت عشق در باغ زیبایی ریشه دوانده است و شاخههایش پر از شگفتی و زیبایی هستند.
ستیز عقل را معجون عشقی
غذای روح را باد شمالی
هوش مصنوعی: در اینجا به تضاد بین عقل و عشق اشاره شده است. عشق به عنوان یک معجون و نیرویی قدرتمند، روح را تغذیه میکند و در عین حال، باد شمالی نمادی از تغییرات و تحولات ناگهانی است. این مفهوم نشاندهنده تاثیر عمیق عشق بر زندگی و روح انسان است، حتی اگر عقل گاهی با آن در تضاد باشد.
جهان حسن را لیلی صفاتی
دیار مصر را یوسف جمالی
هوش مصنوعی: در این دنیا زیبایی و خوبی را میتوان به لیلی نسبت داد، و زیبایی و جذابیت خاصی را میتوان به یوسف که اهل مصر است، نسبت داد.
نگاری ماه رویی،سرو قدی
بتی ، سیمین بری مشکینه خالی
هوش مصنوعی: دختری با چهرهای همچون ماه و قدی مانند سرو، با مویی نقرهای و عطری همچون مشک، جلوهگری میکند.
به هجرانش گرفتارم ولیکن
نمی دانم شود حاصل وصالی
هوش مصنوعی: من در غم دوری او گرفتارم، اما نمیدانم آیا روزی به وصال او خواهم رسید یا نه.
یکی می بایدم کز جانب من
کند از غمزه ی مستش سوالی
هوش مصنوعی: باید کسی باشد که از جانب من با چشمان زیبا و جذابش سوالی بکند که نشاندهنده ناراحتی من باشد.
که چندین خون همی ریزی نترسی
که روزی دامنت گیرد وبالی
هوش مصنوعی: هرچند که تو خونهای زیادی میریزی و از این کار نمیترسی، بدان که روزی دامنت را خواهد گرفت و به تو آسیب خواهد زد.
ملولم بی تو از جان گرامی
مبادا کز منت باشد ملالی
هوش مصنوعی: بی تو دلگیر و ناراحتم، نگذار که این دلخوری از تو به خاطر کرامت و محبتت باشد.
شبی گر با خیالت در بر آرم
مبادا هرگز آن شب را زوالی
هوش مصنوعی: اگر شبی به یاد تو در آغوش بگیرم، امیدوارم هرگز آن شب به پایان نرسد.
نمی گویم و لیکن شد نزاری
به زاری از غمت همچو خیالی
هوش مصنوعی: من نمیگویم، اما دلباختهام و از غم تو به شدت در حال رنج و زاری هستم، مثل یک خیال.
همین جانی به جانان واسپردن
چه باشد غایت آشفته حالی
هوش مصنوعی: سپردن چنین جان و دلی به محبوب چه معنایی دارد جز نهایت بیقراری و نابسامانی؟
مگر ناگه در آغوش من آیی
همین دارم امید از حق تعالی
هوش مصنوعی: امیدواری من از جانب خداوند این است که ناگهان در آغوش من خواهی آمد.