برگردان به زبان ساده
سوختم در زمهریر از تشنگی
تا به کی دارم نفیر از تشنگی
هوش مصنوعی: من به شدت در سرمای شدید از تشنگی رنج میبرم و نمیدانم تا چه زمانی باید از این درد و زاری ناشی از تشنگی فریاد بزنم.
سینهای دارم کدامین سینه بل
کوره ای هم چون اثیر از تشنگی
هوش مصنوعی: من سینهای دارم که بینهایت تشنه است، مانند کورهای که از شدت حرارت میسوزد و نمیتواند عطش خود را فرو نشاند.
ساقیا گر پایمردی می کنی
یک زمانم دست گیر از تشنگی
هوش مصنوعی: ای ساقی، اگر میخواهی مردانهتر عمل کنی، برای یک لحظه دست مرا بگیر و از تشنگی نجاتم بده.
در نگنجد هر چه باشم منتظر
جز شرابم در ضمیر از تشنگی
هوش مصنوعی: هر چه که هستم، تنها چیزی که از تشنگی در دلم جا میشود، شراب است.
از اوامم ناگزیر از مفلسی
از مدامم ناگزیر از تشنگی
هوش مصنوعی: ناچار از وضعیت نامطلوبی هستم که در آن به سر میبرم و مدام درگیر کمبودها و نیازهایم هستم.
در دلم زن آتشِ می گو بسوز
چند باشم در زَحیر از تشنگی
هوش مصنوعی: در دل من شعلهای از مینوشی برپا کن تا از درد تشنگی و تنهایی رها شوم.
آتشی دیدی که باشد هم چو آب
خسته را آتش پذیر از تشنگی
هوش مصنوعی: آتش را دیدی که مانند آب است، هنگامی که کسی خسته و تشنه باشد، آتش را میپذیرد.
چون سمندر هر که آتش خواره نیست
گو چو بوتیمار میر از تشنگی
هوش مصنوعی: آنگونه که سمندر از آتش نمیهراسد و به آن نزدیک میشود، اگر کسی نمیتواند با آتش کنار بیاید، مانند بوتیمار است که از تشنگی رنج میبرد. در واقع، این بیت نشاندهندهی تکیه بر افراد و حالات خاص است که در برابر مشکلات از خود تسلیم نمیشوند و با آنها به خوبی کنار میآیند.
زهر خور گو منکرِ آبِ حیات
تا بسوزد در سَعیر از تشنگی
هوش مصنوعی: مرا به زهر زنده مکن تا در آتش عطش بسوزم.
زارییی ماند از نزاری ساقیا
زرد شد هم چون زریر از تشنگی
هوش مصنوعی: از دلسوختگی و تشنگی، حالتی خسته و نزار به دست آوردهام، مانند زردی زریر که از بیآبی رنج میبرد.
این عجایب تر که در سرمای دی
سوخت با این زمهریر از تشنگی
هوش مصنوعی: عجیبتر این است که در سرمای شدید زمستان، با وجود سرمای طاقتفرسا، این آتش هنوز زنده مانده و در اثر تشنگی خاموش نشده است.