برگردان به زبان ساده
بر آن سرم که دگرباره در دهم صوری
صلا بگویم و عشّاق را دهم سوری
هوش مصنوعی: من آرزو دارم که دوباره در آغوش عشق برگردم و آواهایی را بگویم که دلهای عاشق را شاد کند.
ولیک من به سرِ خود نمیتوانم بود
که هست قاعده بر آمری و مأموری
هوش مصنوعی: من نمیتوانم به تنهایی در سر خود بمانم، زیرا اینجا قواعدی وجود دارد که بر اساس آن، کسی هست که فرمان میدهد و کسی هم که فرمانبردار است.
مطیع امرمان و تعلیم را شده تسلیم
بلی نباشم نه معجبی نه مغروری
هوش مصنوعی: من خود را تسلیم تعلیمات و دستورات میدانم و نه در غروری غرق هستم و نه به خودم میبالم.
طبیبِ درد کسی دیگرست وگرنه به حق
من آن نیام که ندانم علاجِ رنجوری
هوش مصنوعی: شخصی که درمان درد دیگری را به عهده دارد، خود را از حال من بیخبر میداند؛ زیرا من به حق، آنقدر آگاه نیستم که راه چاره رنج و دردهای خود را بفهمم.
درون خانهی ظلمت بماندهای زیرا
کسی برون نرود بیدلالتِ طوری
هوش مصنوعی: تو در تاریکی خانه ماندهای چرا که هیچکس بدون نشانهای از خداوند به بیرون نمیرود.
فسرده گو به تعصّب گمان مبر بر ما
که هست مستیِ ما از لعابِ انگوری
هوش مصنوعی: نگذارید از سر تعصب فکر کنید که ما به خاطر شراب انگور سرمست هستیم. ما از چیزهای دیگری سرمستیم.
دگر به نسیهی آیندهیی فریفتهام
در انتظارِ بهشتی و وعدهی حوری
هوش مصنوعی: من در آیندهای که به آن امید دارم و در انتظار بهشتی و وعدهی حوری هستم، فریب خوردهام.
کسی که مست ز خمخانهی الست آمد
از آن سپس نبود حاجتش به مستوری
هوش مصنوعی: کسی که از میخانه وجود خودش مست و سرمست شده، دیگر نیازی به پنهانکاری و ستر ندارد.
بهشت و حور به معنی معین آمده است
چه غم اگر نشناسد ز غایت دوری
هوش مصنوعی: اگرچه بهشت و حور به شکل مشخصی تعریف شدهاند، اما چه اهمیتی دارد اگر کسی از دوری و فاصلهی آنها بیخبر باشد؟
من آن کسم که شدم در حضور مستغرق
مدان مرا چو نزاری نزارِ مهجوری
هوش مصنوعی: من آن کسی هستم که در حال غرق شدن در عشق هستم، پس مرا مانند نزارِ تنها در حسرت نگذار.