برگردان به زبان ساده
هیچت افتد که به ما بر گذری
وز سرِ لطف به ما در نگری
هوش مصنوعی: هیچ اتفاقی نیفتد اگر از کنار ما عبور کنی و از روی لطف به ما نگاه کنی.
می توانی که دلم دریابی
بهترک زین غم کارم بخوری
هوش مصنوعی: میتوانی احساسات من را درک کنی و از این غم و اندوه من بهرهای ببری.
چند خاموش توان بود و حمول
هم شناعت مگر از حد ببری
هوش مصنوعی: چقدر میتوان ساکت ماند و بار سنگینی را به دوش کشید، مگر اینکه از یک حدی فراتر بروی و تحملت تمام شود.
دادِ مظلوم بده ظلم مکن
تا نگویند که بی داد گری
هوش مصنوعی: به مظلوم کمک کن و ظلم نکن تا کسی نگوید که بدون انصاف زندگی میکنی.
رویِ آنم که ببخشایی نیست
هر زمان بر سرِ رایِ دگری
هوش مصنوعی: من تنها خواستهام این است که مورد بخشش قرار گیرم و نمیخواهم همیشه بر سر نظر یا رأی دیگران بایستم.
دردلی حاضر و در جان ساکن
ای که نزدیکی و دور از نظری
هوش مصنوعی: ای کسی که در دل من جای داری و در جانم زندگی میکنی، چه نزدیک و چه دور، همیشه در فکر تو هستم.
مستم آری چه کنم معذورم
گر خطایی رود از بی خبری
هوش مصنوعی: من در حالت شاد و醉 هستم، پس اگر از بی توجهی اشتباهی انجام بدهم، عذرخواهی میکنم.
بی دلم بی دل و مشکل باشد
آفت بی دلی و منتظری
هوش مصنوعی: بیدلی و نبودن دل، مشکل بزرگی است؛ به خصوص زمانی که انسان در انتظار چیزی باشد.
بیش مخروش نزاری از دل
که تو خود جان به سلامت نبری
هوش مصنوعی: نزار، بیخود از دل ناله نکن، چون خودت هم نمیتوانی جانت را در امان نگهداری.