برگردان به زبان ساده
نمیدانم چه بد کردم که نیکم زار میداری
تنم رنجور میخواهی دلم بیدار میداری
هوش مصنوعی: نمیدانم چه اشتباهی کردهام که به خاطر آن تو با دلسوزی در حال توجه به حال بد من هستی. جسم من درد میکشد و تو چطور دلم را که باید آرام باشد، نگران و بیدار نگه میداری.
ز رنجم راحتی داری از آنم دیر میپرسی
به زاری کردنم شادی از آنم زار میداری
هوش مصنوعی: از درد و رنج من تو به آرامش دست پیدا کردهای، اما تو هنوز دیر به سراغم میآیی و در حالی که من به حالت ناله و زاری ام، تو شادی و سرور را از من میگیری.
چه آزاری ز من من خود به آزاری نمیارزم
چه باشم خود کی ام کز من چنین آزار میداری
هوش مصنوعی: من برای خودم اهمیت و ارزشی قائل نیستم، پس چرا دیگران باید از من آزار ببینند؟ اصلاً من کی هستم که اینقدر مورد آزار و اذیت قرار میگیرم؟
کجا شد آن که گهگاهی ز دردم یاد میکردی
عزیزم داشتی ز اوّل به آخر خوار میداری
هوش مصنوعی: کجا رفتی، عزیزم، آن کسی که گاهی از دردهایم یاد میکردی؟ از اول تا به حال نسبت به من بیاعتنا بودهای.
نهی بر جانِ من منّت که تیمارت همی دارم
دلم خون شد ز تیمارت نکو تیمار میداری
هوش مصنوعی: از لحن تو بر من منت مگذار، زیرا من همیشه در حال مراقبت از تو هستم. دلم به خاطر محبتهایت به شدت غمگین شده است، چرا که تو به درستی از من مراقبت میکنی.
به دردی قانعم از تو به دشنامی شدم راضی
نزاری نیک بدنام است ازو زان عار میداری
هوش مصنوعی: من از درد تو راضیام و حتی به دشنام هم قناعت کردهام، اما تو از اینکه دربارهات بد بگویند، خجالت میکشی.