برگردان به زبان ساده
به سرنمی شود از روی شاهدان ما را
نشاط و خوش دلی و عشرت و تماشا را
هوش مصنوعی: از نگاه معشوقان، ما نمیتوانیم شادابی، خوشحالی، لذت و تماشای زیبا را تجربه کنیم.
غلام سیم برانم که وقت دل بردن
به لطف در سخن آرند سنگ خارا را
هوش مصنوعی: من بنده کسی هستم که وقتی دل میبریم، با محبت و مهربانی در سخنمان میتوانیم سنگ سخت و خارا را نرم و قابل تحمل کنیم.
به راستی که قبا بستن و خرامیدن
خوش آمده است ولیکن بلند بالا را
هوش مصنوعی: واقعاً زیباست که انسان با لباس قشنگ و با وقار حرکت کند، اما این زیبایی بیشتر برای افراد بلندقد است.
برو چو باز ندانی ترنج و دست آنجا
که یوسف است ملامت مکن زلیخارا
هوش مصنوعی: اگر نمیدانی چه چیزی را باید بخوری، برو و آن را از جایی که موجود است پیدا کن و در این میان، به کسی که دچار اشتباهی شده، سرزنش نکن.
نه هرشبی که به روز آورم کسی داند
که هم ز درد دلی میبرم سویدا را
هوش مصنوعی: هر شب که به صبح میرسانم، کسی نمیداند که من از دلدرد و اندوهی که دارم، چه رنجی را تحمل میکنم.
پدر مناظره می کرد گفتم ای بابا
در علاج مزن درد بی مدوا را
هوش مصنوعی: پدرم در حال بحث و گفتگو بود و من به او گفتم: "ای پدر، در درمان درد بی درمان، چرا بحث میکنی؟"
بیار باده که بر عارفان حرام نشد
حلال نیست ولی زاهدان رعنا را
هوش مصنوعی: باده بیاور، چرا که نوشیدن آن برای عارفان ممنوع نیست، اما برای زاهدان خوشچهره حلال نیست.
عجب ز محتسب غلتبان همی دارم
که خود همی خورد منع می کند ما را
هوش مصنوعی: من از محتسب حیرتزدهام که خود مشروب مینوشد و ما را از نوشیدن منع میکند.
نزاریا نفسی جهد کن که دریابی
که دی گذشت و کسی درنیافت فردا را
هوش مصنوعی: به خودت سخت بگیر و تلاش کن تا بفهمی که دیروز گذشت و هیچکس از فردا خبر ندارد.