برگردان به زبان ساده
به عهد جوانی چنان بودمی
که از سایه خود رمان بودمی
هوش مصنوعی: در زمان جوانی، به قدری شاداب و سرزنده بودم که حتی سایهام هم نمیتوانست مرا دنبال کند.
ملول از خود و از همه کس نفور
به اندوه نزدیک از انبوه دور
هوش مصنوعی: دلگیر و خسته از خود و دیگران، بهشدت ناراحت از غم و دلتنگی، اما در عین حال از شلوغی و جمعیت دوری میجوید.
چنان فکرم از خویشتن میربود
که آسایش از خواب و خوردم نبود
هوش مصنوعی: فکرم به اندازهای درگیر بود که دیگر نتوانستم آرامش داشته باشم و نه خواب راحتی داشته باشم و نه غذای خوب و لذیذی بخورم.
به سودا چنان مشتغل بودمی
که بیبهره از آب و گل بودمی
هوش مصنوعی: همچنان در افکار و آرزوهای خود غرق بودم که حتی از نیازهای جسمی و مادی خود نیز بیخبر مانده بودم.
چو فرهاد شوریده در کوه و دشت
بسی گشتهام بشنو این سرگذشت
هوش مصنوعی: من مانند فرهاد، که با شور و شوق در کوهها و دشتها گشته است، خیلی در سفر و ماجراجویی کردهام. حالا میخواهم داستان خود را برای تو تعریف کنم.
چه میگویم ار بازیابی رموز
نرفت از سرم شورِ شیرین هنوز
هوش مصنوعی: من نمیدانم چه بگویم اگر رازها از یادم برود، هنوز هم شور و ذوق شیرین آن در درونم وجود دارد.
زمانی نبودم ز می ناگزیر
که هم پای مردست و هم دستگیر
هوش مصنوعی: در گذشته وقتی که به مینوشیدم، احساس میکردم که نمیتوانم از آن جدا شوم، زیرا هم به قدرتمند بودن و هم به حمایتکننده بودن نیاز داشتم.
مددگارِ فکر شبان روز من
نمودار طبع نوآموز من
هوش مصنوعی: در طول شب و روز، یاریگرِ افکار من نمایانگر ویژگیهای تازهای از روش تفکر من است.
چو بار موافق ندیدم چو می
شب و روز خالی نبودم ز وی
هوش مصنوعی: وقتی که نتوانستم حمایت و همراهی خوب را پیدا کنم، هر شب و روز از او خالی نبودم و همیشه به یادش بودم.
چنان با خودش هم نفس کردمی
که بی او نفس برنیاوردمی
هوش مصنوعی: آنقدر با او مأنوس و نزدیک شدم که بدون او حتی نفس کشیدن هم برایم ممکن نبود.
چنان با دم من دمش در گرفت
که ملک وجودم مسخر گرفت
هوش مصنوعی: به گونهای با نفس من پیوند برقرار کرد که تمامی هستیام را تحت تسلط خود درآورد.
ولیکن به بیداد در ملک من
تصرّف نیارست کرد اهرِمن
هوش مصنوعی: اما اهرمن نتوانست در سرزمین من با ظلم و ستم بیهيچ مانع و اختیاری دخالت کند.
چنانش به انصاف میداشتی
که بیگانه در ملک نگذاشتی
هوش مصنوعی: او را به قدری با انصاف میدانستی که حتی اجازه نمیدادی بیگانهای در سرزمین تو بماند.
چو بیرون نشد حکمش از اعتدال
طبیعت به تدریج کرد احتمال
هوش مصنوعی: زمانی که حکم طبیعت از حالت تعادل خارج نشود، به تدریج احتمال وقوع تغییرات و رویدادها افزایش پیدا میکند.
ازین پیشم این بیت اوراد بود
که بر بادم از طبع وقّاد بود
هوش مصنوعی: پیش از این، این شعر برای من دعایی بود که از روح خلاق من نشأت میگرفت.
مرا راح روح اللهی دیگرست
که روحم ازو بوده در پیکرست
هوش مصنوعی: روح من دیگر حس و حال الهی دارد که از خود اوست و در وجودم نمود پیدا کرده است.