برگردان به زبان ساده
ای همه هستی ز تو پیدا شده
خاک ضعیف از تو توانا شده
هوش مصنوعی: تمام هستی از وجود تو به وجود آمده است و این خاک ناتوان به برکت تو قوت و نیرو یافته است.
زیرنشین عَلَمت کائنات
ما به تو قائم چو تو قائم به ذات
هوش مصنوعی: زیر سایه پرچم تو، جهان به تو پایبند است، همانطور که تو به ذات خود پایبندی.
هستیِ تو صورتِ پیوند نی
تو بِه کَس و کَس بهتو مانندْ نی
هوش مصنوعی: وجود تو همانند پیوند نی نیست؛ یعنی هیچ کس به تو شبیه نیست و تو هم به هیچ کس شبیه نیستی.
آنچه تَغَیُّر نپذیرد تویی
وانکه نمردهست و نمیرد تویی
هوش مصنوعی: آنچه همیشه ثابت و تغییرناپذیر است، تو هستی و آن چیزی که هرگز نمیمیرد و همیشه زنده میماند، تویی.
ما همه فانی و بقا بس تو راست
ملک تعالی و تقدُّس تو راست
هوش مصنوعی: ما همه در این دنیا زود گذر هستیم و تنها بقای ابدی متعلق به توست، چون تو خداوندی، کامل و پاکیزه هستی.
خاک به فرمان تو دارد سکون
قُبّهٔ خَضرا تو کنی بیستون
هوش مصنوعی: خاک زیر فرمان تو قرار دارد و در اطراف قُبّهٔ سبز تو آرامش برقرار است، اگر تو بیستون را به حرکت درآوری.
جز تو فلک را خَمِ چوگان که داد؟
دیگِ جسد را نمکِ جان که داد؟
هوش مصنوعی: هیچکس جز تو قدرت و تسلط بر دنیا را ندارد، و چه کسی میتواند نمک جان را به جسدی که بیجان است بدهد؟
چون قدمت بانگ بر ابلق زند
جز تو که یارد که اناالحق زند؟
هوش مصنوعی: وقتی که پای تو آواز میدهد و توجه دیگران را جلب میکند، جز تو چه کسی میتواند حقیقت را فریاد کند؟
رفتی اگر نامدی آرام تو
طاقت عشق از کشش نام تو
هوش مصنوعی: اگر رفتی و برنگشتی، آرامش من از یاد تو و دشواری عشق به تنگ آمده است.
تا کَرَمت راه جهان برگرفت
پشت زمین بار گران برگرفت
هوش مصنوعی: زمانی که بزرگواری و کرامت تو، تمامی جهان را در بر گرفت، زمین نیز بار سنگینی را به دوش کشید.
گر نه ز پشتِ کرمت زاده بود
ناف زمین از شکم افتاده بود
هوش مصنوعی: اگر نبود محبت و کرم تو، زمین هم از وجودش بینصیب میماند و به نوعی نابود میشد.
عقدِ پرستش ز تو گیرد نظام
جز به تو بر هست پرستش حرام
هوش مصنوعی: هرگونه عبادت و پرستش تنها به خاطر تو و به وسیله تو قابل قبول است؛ در غیر این صورت، پرستش دیگران ممنوع و نادرست است.
هر که نه گویای تو خاموشْ بِهْ
هر چه نه یاد تو فراموشْ بِهْ
هوش مصنوعی: هر کسی که نتواند از تو سخن بگوید، بهتر است سکوت کند و هر چیزی که به یاد تو نباشد، بهتر است فراموش شود.
ساقیِ شب دستکش جام تست
مرغ سحر دستخوش نام تست
دستکش: نیازمند.
پرده برانداز و برون آی فرد
گر منم آن پرده بههم درنورد
پرده و حجاب را کنار بزن و خودت به تنهایی بیرون بیا، حتی اگر آن پرده من هستم از بین ببر. مضمون این بیت شبیه بیت مشهور حافظ است: تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
عجزِ فلک را به فلک وانمای
عقدِ جهان را ز جهان واگشای
هوش مصنوعی: توانایی آسمان را به آسمان نشان نده و گرههای جهان را از چیزهای این جهان باز کن.
نَسْخ کن این آیت ایّام را
مَسخ کن این صورتِ اجرام را
هوش مصنوعی: این روزها را به فراموشی بسپار و شکل و ظاهر جهان را به گونهای دیگر تغییر بده.
حرف زبان را به قلم بازده
وام زمین را به عدم بازده
هوش مصنوعی: به بیان ساده، به جای اینکه حرفهای خود را با کلمات بگویی، آنها را به شکل نوشتار بیان کن و نمیتوانی به زمین وابسته باشی یا آن را کهنه و بیفایده ببینی.
ظلمتیان را بُنه بینور کن
جوهریان را ز عَرَض دور کن
هوش مصنوعی: ظلمتزدگان را از تاریکی دور کن و روشنایی بخش، و کسانی که به دنیا وابستهاند را از سطحینگری و مسائل بیارزش دور ساز.
کرسی ششگوشه بههم درشکن
منبرِ نُهپایه به هم در فِکَن
کرسی شش گوشه: فضای شش جهت (جلو عقب چپ راست بالا پایین) منبر نه پایه: ممکن است منظور هفت آسمان و عرش و کرسی باشد که جمعا 9تا میشوند
حُقّهٔ مَه بر گِل این مهره زن
سنگ زُحَل بر قَدَح زُهره زن
هوش مصنوعی: مهر و عشق خود را مانند حُقّهای که پر از نور ماه است بر پایهای از گِل بگذار و سنگ زحل را به شکل ظریف بر دانههای زیبای زهره قرار بده.
دانهکن این عِقدِ شبافروز را
پَر بشکن مرغ شب و روز را
عقد یعنی گردنبند و ستارهها به دانههای گردنبند تشبیه شده. دانههای این گردن بند را باز کن یعنی ستاره ها را متلاشی کن
از زمی این پُشتهٔ گِل بر تراش
قالب یک خشت زمین گو مباش
مصرع اول: «زمی» زمین است و «پشته گل» کنایه از آدمیان که از گل خلق شدهاند، و در عین حال تشبیه شدهاند به برآمدگیهای روی سطح صاف. شبیه لکههای گچ روی سرامیک که با تراشیدن تمیز و صاف میشود! منظور این است که آدمیان را از زمین بردار. مصرع دوم: زمین را از بین ببر
گَرد شب از جِبْههٔ گردون بریز
جبهه بیفت اخبیه گو بَر مَخیز
جَبهه یا جِبهه در لغت یعنی پیشانی، جَبین. جبهه یا جبهةالاسد، به معنی پیشانی شیر، ستارگان دوگانهای است در «صورت فلکی شیر». اخبیه یا «سعدالاخبیه» یک ستاره است که در صورت فلکی دلو قرار دارد و برخاستن آن برابر است با آغاز بهار. منظور از «جبهه» در مصرع دوم به معنی آغاز خنک شدن شبها در پاییز است و آن برابر است با شانزدهم شهریور که ستاره سهیل طلوع ظاهری دارد.
تا کی ازین راه نو روزگار؟
پردهای از راه قدیمی بیار
«راه» و «پرده» اصطلاحات موسیقی هستند و نیز «راه نو روزگار» وجود است و «راه قدیم» عدم.
طرحْ برانداز و بُرون کَش برون
گردن چرخ از حرکات و سکون
هوش مصنوعی: اندیشهای خلاقانه و نو را با امری تازه به چالش بکش و به دوری از تکرار عادتها و سکون بپرداز.
آب بریز آتش بیداد را
زیرتر از خاک نشان باد را
مصرع دوم یعنی هرکس که باد غرور و ادعای هستی در برابر تو را دارد باد غرورش را زیرتر از خاک بنشان. در این بیت نامهای عناصر چهارگانه آمده است.
دفتر افلاکشناسان بسوز
دیدهٔ خورشید پرستان بدوز
هوش مصنوعی: کتابهای ستارهشناسان را بسوزان و فقط به پیروان خورشید توجه کن.
صفر کن این بُرج ز طوق هِلال
باز کن این پرده ز مُشتی خیال
هوش مصنوعی: این شعر به دعوت به رهایی از محدودیتها و پر کردن فضای خالی از تصورات و افکار میپردازد. در واقع، سخن از رهایی از قید و بندهای کنونی و آزاد کردن ذهن از خیالات و تصورات است تا به واقعیتهای تازهای دست یابیم و به روشنی بیشتری در زندگی برسیم.
تا به تو اِقرار خدایی دهند
بر عدم خویش گواهی دهند
هوش مصنوعی: تا زمانی که به تو اعتراف کنند که وجود خدایی دارند، بر عدم وجود خود گواهی میدهند.
غنچه کمر بسته که ما بندهایم
گُل همه تَن جان که به تو زندهایم
هوش مصنوعی: غنچهای که خود را آماده کرده، نشان میدهد که ما به تو وابستهایم و همه وجود ما از تو زنده و پابرجاست.
بی دیَتَست آنکه تو خون ریزیاش
بی بَدَلست آنکه تو آویزیاش
هوش مصنوعی: آن کس که تو را ندارد، مانند آن است که در خونش خیانت وجود دارد. و آن کس که به تو وابسته است، بیهیچ معادلی به تو آویخته است.
منزل شب را تو دراز آوری
روزِ فرو رفته تو باز آوری
روز در این بیت یعنی خورشید
گرچه کنی قهر بسی را ز ما
روی شکایت نه کسی را ز ما
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است با بسیاری از ما قهر کنی، اما هیچکس از ما شکایت نخواهد کرد.
روشنی عقل به جان دادهای
چاشنی دل به زبان دادهای
هوش مصنوعی: با عقل و درک خود را روشن کردهای و احساسات و عواطف را به بیان خود افزودهای.
چرخْ رَوِشْ قُطب ثَبات از تو یافت
باغِ وجود آب حیات از تو یافت
هوش مصنوعی: جهان به خاطر وجود تو به ثبات و پایداری رسیده و زندگی و سرزندگی از تو سرچشمه گرفته است.
غمزهی نسرین نه ز باد صباست
کز اثرِ خاکِ تواش توتیاست
هوش مصنوعی: چشمک و ناز نسرین به خاطر وزش باد صبحگاهی نیست، بلکه به دلیل تأثیر خاک توست که مثل توت میباشد.
پردهٔ سوسن که مَصابیحِ تُست
جمله زبان از پی تسبیحِ تُست
هوش مصنوعی: پردهی سوسن، مانند چراغهایی است که همه به دنبال تو هستند و زبانها به ذکر و تمجید تو مشغولاند.
بنده نظامی که یکی گوی تست
در دو جهان خاک سر کوی تست
هوش مصنوعی: من بندهای هستم که به تو وابستهام و در دو جهان فقط به خاطر تو در اینجا هستم.
خاطرش از معرفت آباد کن
گردنش از دام غم آزاد کن
هوش مصنوعی: به یاد او دل را شاد کن و غمها را از وجودش دور کن.