برگردان به زبان ساده
بسمالله الرحمن الرحیم
هست کلید در گنج حکیم
هوش مصنوعی: عبارت "بسمالله الرحمن الرحیم" به عنوان یک عبارت مقدس و باارزش در آغاز کارها و فعالیتها شناخته میشود و به نوعی به ما یادآوری میکند که آغاز هر کار باید با نام خدا باشد. در اینجا به نوعی نشان میدهد که ذکر نام خدا میتواند راهگشای فهم و درک عمیقتر از حکمت و دانش باشد.
فاتحهٔ فکرت و ختم سخن
نام خدایست بر او ختم کن
هوش مصنوعی: آغاز فکر و پایان کلام به نام خداوند است، پس آن را با نام او به پایان برسان.
پیشوجود همه آیندگان
بیشبقای همه پایندگان
هوش مصنوعی: پیش از آنکه هر کسی به دنیا بیاید، وجودی دارد که همیشه باقی میماند و این وجود از تمام موجوداتی که تا کنون بودهاند، پایدارتر است.
سابقهسالار جهان قدم
مرسلهپیوند گلوی قلم
قِدَم: دیرینگی، بیآغازی، زمان قدیم، ضد حدوث. مرسلهپیوند: بهرشته کشنده و پیوند و نظمدهندهٔ مرسله. کنایه از زینتبخش. (آنندراج)
پردهگشای فلک پردهدار
پردگی پردهشناسان کار
هوش مصنوعی: آسمان به ما نشان میدهد که هر چیز در جای خود قرار دارد و مسوولیتهای هر کس مشخص است.
مبدع هر چشمه که جودیش هست
مخترع هرچه وجودیش هست
هوش مصنوعی: آغاز و منبع هر نیکی و بخشش از اوست و او خالق هر چیزی است که وجود دارد.
لعلطراز کمر آفتاب
حُلهگر خاک و حُلیبند آب
هوش مصنوعی: رنگ سرخ و زیبای کمر، مانند درخشش آفتاب، پارچهای از خاک و زینت آب را به نمایش میگذارد.
پرورشآموز درونپروران
روزبرآرندهٔ روزیخَوران
هوش مصنوعی: آموزشدهندهی افرادی که درونزا و خودکفا هستند، روزی را برای کسانی که به کار و تلاش مشغولند، به ارمغان میآورد.
مهرهکش رشته باریک عقل
روشنی دیده تاریک عقل
هوش مصنوعی: کسی که مهارت دارد و به خوبی میتواند مسائل پیچیده را حل کند، در حالی که دیگران با وجود روشن بودن عقل و فکرشان، به درستی نمیتوانند موضوعات را درک کنند.
داغنهِ ناصیهداران پاک
تاجدهِ تختنشینان خاک
هوش مصنوعی: نقش و اثر افرادی که به مقام و قدرت دست یافتهاند، بر سرنوشت و یاد آنهایی که در جایگاه پایینتری قرار دارند، نمایان است. این افراد با تکیه بر جایگاه خود، بر زندگی و یاد دیگران تأثیر میگذارند.
خامکن پخته تدبیرها
عذر پذیرنده تقصیرها
هوش مصنوعی: بهکسی که در موقعیتهای دشوار قرار دارد، باید یادآوری کرد که همواره میتوان اشتباهات را جبران کرد و بهراحتی میتوان از تقصیرات دیگران گذشت.
شحنه غوغای هراسندگان
چشمه تدبیر شناسندگان
هوش مصنوعی: صدای شاداب و پرهیاهوی افرادی که از چیزی میترسند، به یادآورنده تفکر عمیق و تدبیر کسانی است که اشراف به اوضاع دارند.
اول و آخر به وجود و صفات
هست کن و نیست کن کاینات
هوش مصنوعی: هر چیزی در آغاز و پایان خود به وجود و ویژگیهایش وابسته است و این وجود و صفات، جهان را شکل میدهند و از عدم به وجود میآورند.
با جبروتش که دو عالم کم است
اول ما آخر ما یکدم است
هوش مصنوعی: با قدرت و عظمت او، که هر دو جهان در مقابلش کوچک هستند، آغاز و پایان ما فقط در یک لحظه خلاصه میشود.
کیست درین دیرگه دیرپای
کو لمن الملک زند جز خدای
هوش مصنوعی: کیست در این مکان دیرپایی که جز خدا هیچکس حق حکومت و سلطنت ندارد؟
بود و نبود آنچه بلندست و پست
باشد و این نیز نباشد که هست
هوش مصنوعی: هر چیزی که وجود دارد، چه بزرگ و مهم باشد و چه کوچک و بیارزش، در نهایت تنها یک حالت است و آنچه هست، به معنای واقعی به هیچ معنا نیست.
پرورش آموختگان ازل
مشکل این کار نکردند حل
هوش مصنوعی: پرورش یادگاران از آغاز کار، بهراحتی حل نشده است.
کز ازلش علم چه دریاست این
تا ابدش ملک چه صحراست این
هوش مصنوعی: این جهان از آغاز تا به امروزی که هستیم، دریایی از دانش و علم دارد و در آینده هم، وسعت و گستردگی ملّک و سرزمینش به مانند بیابانی بیپایان خواهد بود.
اول او اول بیابتداست
آخر او آخر بیانتهاست
هوش مصنوعی: او در آغاز خود بیپایان است و در پایان خود نیز بدون محدودیت.
روضه ترکیب ترا حور ازوست
نرگس بینای ترا نور ازوست
هوش مصنوعی: گلزاری که تو را به زیبایی تو وصف میکند، همانند حوریان بهشتی است و چشمان زیبا و بینا تو، مانند نوری میدرخشند که از آن گلزار برمیخیزد.
کشمکش هرچه در او زندگیست
پیش خداوندی او بندگیست
هوش مصنوعی: هر گونه نزاع و جنگی که در آن زندگی وجود دارد، در نظر خداوند به معنای بندگی و اطاعت از اوست.
هرچه جز او هست، بقاییش نیست
اوست مقدس که فناییش نیست
هوش مصنوعی: هر چیزی که جز خداوند وجود دارد، دوام و بقای واقعی ندارد. اوست که مقدس و جاویدان است و هیچگاه فانی نمیشود.
منّت او راست هزار آستین
بر کمر کوه و کلاه زمین
هوش مصنوعی: او به ما لطف و مرحمت زیادی دارد، مانند هزار آستین که بر کمر یک کوه و کلاه بر زمین باشد.
تا کرمش در تتق نور بود
خار ز گل نی ز شکر دور بود
هوش مصنوعی: تا زمانی که کرم در دل نور باشد، خار از گل دور خواهد بود و شیرینی از شکر جدا نخواهد شد.
چون که به جودش کرم آباد شد
بند وجود از عدم آزاد شد
هوش مصنوعی: وقتی که بخشندگی او زیاد شد، دنیا پر از نعمت و زیبایی گردید و انسانها از قید و بندهای مادیات رها شدند.
در هوس این دو سه ویرانه ده
کار فلک بود گره در گره
هوش مصنوعی: در آرزوی این چند ویرانه، کار آسمان به دور یکدیگر پیچیده شده است.
تا نگشاد این گره وهمسوز
زلف شب ایمن نشد از دست روز
هوش مصنوعی: تا زمانی که این گره زلف شب باز نشده است، روز نمیتواند از خطرات ایمن باشد.
چون گهر عقد فلک دانه کرد
جعد شب از گرد عدم شانه کرد
هوش مصنوعی: زمانی که گوهری از دانههای آسمان به دنیا آمد، شب با لطافت و زیبایی خود، موهایش را از گرد تاریکی مرتب کرد.
زین دو سه چنبر که بر افلاک زد
هفت گره بر کمر خاک زد
هوش مصنوعی: از این دو یا سه چرخش که در آسمان انجام شده، هفت گره بر کمر زمین زده است.
کرد قبا جبه خورشید و ماه
زین دو کلهوار سپید و سیاه
هوش مصنوعی: این جمله به تصویر سازی زیبایی از خورشید و ماه میپردازد. به نوعی میگوید که خورشید و ماه به مانند لباسها یا زینهایی از جنس قبا، به زیبایی در آسمان درخشیده و رنگهای روشن و تیرهای دارند. یکی از آنها سفید و دیگری سیاه است، که نمایی دلانگیز و منحصر به فرد را ایجاد میکند.
زهره میغ از دل دریا گشاد
چشمه خضر از لب خضرا گشاد
هوش مصنوعی: زهره، ستارهای درخشان، از دل دریا روشنایی پیدا کرد و چشمهای از زندهدلی و حیات از لبان سبز و خرم جاری شد.
جام سحر در گل شبرنگ ریخت
جرعه آن در دهن سنگ ریخت
هوش مصنوعی: جامی پر از سحر و جادو در گل زیبای شبرنگ ریخته شد و جرعهای از آن در دهان سنگ قرار گرفت.
زآتش و آبی که بههم در شکست
پیهِ دُر و گُردهٔ یاقوت بست
هوش مصنوعی: از ترکیب آتش و آب، پیهی مروارید و بدن یاقوت به وجود آمد.
خون دل خاک ز بحران باد
در جگر لعل جگرگون نهاد
هوش مصنوعی: خون دل به خاطر شدت درد و ناگواری زندگی، مانند خاکی که در وزش باد دچار تغییر میشود، در وجود و قلبی که شفاف و سرخ است، نشسته است.
باغ سخا را چو فلک تازه کرد
مرغ سخن را فلکآوازه کرد
هوش مصنوعی: زمانی که آسمان، باغ سخاوت را تازه و سرسبز کرد، پرندههای سخنور را نیز در آسمان آوازهخوان ساخت.
نخل زبان را رطب نوش داد
دُر سخن را صدف گوش داد
هوش مصنوعی: درخت نخل به زبان شیرینی میبخشد و گوش هم مانند صدفی سخنان زیبا را میپذیرد.
پردهنشین کرد سر خواب را
کسوت جان داد تن آب را
هوش مصنوعی: بنا بر این بیت، کسی که پردهنشین خواب است، به نوعی در عالم خواب و خیال فرورفته و لباس جان را به تن آب میدهد. این تعبیر به نوعی به روح و جسم اشاره دارد که در سرزمین خلسه و بیخبری قرار دارند.
زلف زمین در بر عالم فکند
خال (عصی) بر رخ آدم فکند
هوش مصنوعی: زیبایی زمین به مانند زلفی است که در آغوش عالم قرار گرفته و خالی (نقطهای) بر چهره آدم میافکند.
روی زر از صورت خواری بشست
حیض گل از ابر بهاری بشست
هوش مصنوعی: طلای خالص از زشتی و ناپاکی پاک میشود، همانطور که باران بهاری، گلها را شاداب و تازه میکند.
زنگ هوا را به کواکب سترد
جان صبا را به ریاحین سپرد
هوش مصنوعی: هوا را با صدای زنگی خوش، به ستارهها رساند و روح نسیم را به گلها تحویل داد.
خون جهان در جگر گل گرفت
نبض خرد در مجس دل گرفت
هوش مصنوعی: جهان پر از درد و رنج شده و غم در دلها احساس شده است؛ انگار که زندگی و خرد به وضعیت بحرانی رسیده و احساسات عمیقتری در قلبها به وجود آمده است.
خنده به غمخوارگی لب کشاند
زهره به خنیاگری شب نشاند
هوش مصنوعی: زهره با لبخندی به یاری غمدیدهای، شب را با آواز شاداب و دلنشینش پر کرد.
ناف شب از مشک فروشان اوست
ماه نو از حلقه به گوشان اوست
هوش مصنوعی: شب مانند مشک به خاطر او زیبا و خوشبو است و ماه نو هم به پای او زیبایی و جلوه خاصی دارد.
پای سخن را که درازست دست
سنگ سراپردهٔ او سر شکست
هوش مصنوعی: وقتی کسی به صحبتهای بیشتری پرداخته و به طول کلام بیفزاید، ممکن است با مشکلاتی مواجه شود و در نهایت به ضرر خود تمام شود.
وهم تهیپای بسی ره نبَشت
هم ز درش دستتهی بازگشت
هوش مصنوعی: در این بیت، اشاره به این است که شخصی با تفکر و خیالات خود به سفر میرود، اما در نهایت بدون هیچ دستاوردی و با دستانی خالی به خانه برمیگردد. این موضوع نشاندهنده بیفایده بودن برخی تفکرات و کوششهاست که به نتیجهای نمیرسند.
رای بسی رفت و ضمیرش نیافت
دیده بسی جُست و نظیرش نیافت
اندیشه بسیار رفت اما عمق و ضمیرش را درنیافت؛ چشم بسیار جستجو کرد اما همتا و نظیری برای او پیدا نکرد.
عقل درآمد که طلب کردمش
ترک ادب بود، ادب کردمش
هوش مصنوعی: عقل به سراغم آمد تا خواهانش شوم، اما فهمیدم که این کار بیادبی است و از این رو ادب را رعایت کردم.
هر که فتاد از سر پرگار او
جمله چو ما هست طلبگار او
هر آفریدهای، همچون ما در جستجو و طلبگار اوست.
سدرهنشینان سوی او پر زدند
عرشروان نیز همین در زدند
سدرهنشینان سوی او اوج میگیرند و کار عرشروان نیز همین است.
گر سرِ چرخ است، پر از طوق اوست
ور دلِ خاک است، پر از شوق اوست
اگر سر و افراشتگی حتی به بزرگی و عظمت فلک باشد، در طوق بندگی اوست؛ اگر کمترین چیز باشد مثل خاک، او هم عاشق اوست.
زندهٔ نام جبروتش اَحد
پایهٔ تخت ملکوتش ابد
هوش مصنوعی: زندگی و وجود او به خاطر عظمت و قدرتش است، و پایهگذار گردش تخت و سلطنتش در عالم ابدی میباشد.
خاص نوالش نفس خستگان
پیک روانش قدم بستگان
هوش مصنوعی: این شعر به وصف ویژگیهای خاص و تاثیرگذار یک فرد خاص میپردازد. آن فرد به مانند روحی آرامشبخش برای خستگان است و حضورش برای کسانی که در تلاش هستند، خودباوری و امید میآورد. حضور او موجب الهام و افزایش انگیزه در دیگران میشود.
دل که ز جان نسبت پاکی کند
بر در او دعوی خاکی کند
هوش مصنوعی: اگر دل، نسبت به جان پاکی و خلوص نشان دهد، دیگر در برابر او ادعای خاکی و دنیوی نخواهد داشت.
رُستهٔ خاکِ درِ او دانهایست
کز گل باغش ارم افسانهایست
هوش مصنوعی: از خاک درختی که رشد کرده، دانهای به وجود آمده که مانند داستانی زیبا از گلهای باغش است.
خاک نظامی که به تایید اوست
مزرعهٔ دانهٔ توحید اوست
هوش مصنوعی: خاکی که نظامی در آن زندگی میکند، زمین کشت توحید و یکتاپرستی اوست.