برگردان به زبان ساده
کشور جان مرا سلطان تویی
نه همی سلطان که جان جان تویی
هوش مصنوعی: تو برای جان من مانند سلطانی هستی، نه مانند سلاطین دیگر؛ زیرا که خودت جان و روح منی.
ساختی دل را در آن کشور امیر
عقل و فکر این یک دبیر، آن یک وزیر
هوش مصنوعی: در این کشور، تو دل مرا به گونهای ساختی که امیر عقل و فکر، یکی دبیر و دیگری وزیر است.
امتحان را گو امیری چون کند
این وزیری آن دبیری چون کند
هوش مصنوعی: بگو اگر امیر امتحانی برگذار کند، وزیر چگونه به آن رسیدگی خواهد کرد و دبیر چه کاری انجام خواهد داد.
در کمین بگذاشتی خیل هوس
ره گشادی سوی دل از پیش و پس
هوش مصنوعی: تو در انتظار نشستهای و دنیای خواستهها در اطراف من است، انگار که راهی به دل من از جلو و عقب وجود ندارد.
ناگهان بیرون شد آن خیل از کمین
نه اثر بگذاشت از آن نه ازین
هوش مصنوعی: ناگهان گروهی که در کمین بودند، به یکباره ظاهر شدند و نه از خودشان نشانی گذاشتند، نه از کمینشان.
جانشین آن امیر اماره شد
شد هوا چیره، خرد بیچاره شد
هوش مصنوعی: پس از رفتن آن امیر، اوضاع تغییر کرده و باعث شده است که زور و قدرت بر همه چیز مسلط شود و عقل و تدبیر در چنین شرایطی ناتوان گشته است.
ابلهی بر صدر دانش جا گزید
دست غفلت نامهٔ فکرت درید
هوش مصنوعی: یک احمق بر جایگاه علم نشسته و بیخیالی باعث شده که نامهٔ اندیشهاش پاره شود.
گر نه عون تو شَوَدْشان دستگیر
تا ابد مانند مسکین و اسیر
هوش مصنوعی: اگر کمک تو به آنها نرسد، تا ابد مانند یک فقیر و گرفتار باقی خواهند ماند.
ای خداوند دل ای سلطان جان
این اسیران هوس را وارهان
هوش مصنوعی: ای خداوند دل، ای پادشاه جان، این دربند هوسها را نجات بخش.
بس دلیر است این هوس اندر مصاف
لشگری از قاف دارد تا به قاف
هوش مصنوعی: این خواسته و آرزو بسیار شجاعانه است؛ انگار که در جنگی بزرگ و دشوار قرار دارد و برای رسیدن به هدفش از شروع تا پایان مسیر، با قوت و اراده پیش میرود.
میل تا میلش سپه از میلها
از خیالش خیلها در خیلها
هوش مصنوعی: رغبت و خواستهی شخص تا زمانی که از آرزوها و خیالهایش پر شده باشد، میتواند در بسیاری از مسیرها و جمعها تاثیر بگذارد و آنها را تحت تاثیر قرار دهد.
هر دو عالم گوشهای از گاه اوست
شادی و غم توشهای از راه اوست
هوش مصنوعی: هر دو جهان فقط یک گوشهای از وجود او را نشان میدهند و خوشحالی و ناراحتی تنها بخشی از مسیر زندگی ما به سوی او هستند.
در وی افسون درنگیرد یا فنی
پهلوانی باید و خصم افکنی
هوش مصنوعی: اگر کسی به سحر و جادو بیفتد، باید هنری از شجاعت و قدرت داشته باشد تا بتواند دشمان را به عقب براند و از خود دفاع کند.
قهرمانی پر دلی خونخوارهای
تا که سازد در مصافش چارهای
هوش مصنوعی: یک قهرمان شجاع و جنگجوی خشن تا زمانی که راه حلی برای نبردش پیدا کند.
آزمودم عقل را در کار نفس
نیست در وی طاقت پیکار نفس
هوش مصنوعی: من عقل را آزمایش کردم و دیدم که در برابر خواهشهای نفس، توانایی و قدرتی ندارد.
در مصاف این دغل مردی فرست
در علاج این مرض دردی فرست
هوش مصنوعی: در مبارزه با این نیرنگ، مردی را بفرست تا درمانی برای این درد پیدا کند.
مرد را دردی بباید، درد کو
درد را مردی بباید، مرد کو
هوش مصنوعی: انسان باید در زندگی با مشکلات و دردها مواجه شود. فقط کسی که با این دردها دست و پنجه نرم کند، میتواند به معنای واقعی خود را نشان دهد و مردی واقعی باشد.
گردها دیدیم و در وی مرد نه
مردها دیدیم و در وی درد نه
هوش مصنوعی: ما در دیوانگیها و مشکلات زندگی مردان را دیدیم، اما آنها را در درد و رنج ملاقات نکردیم.
عقل گرد این ره و مرد است عشق
عشق هم مرد است و هم درد است عشق
هوش مصنوعی: عقل در این مسیر تنها یک نماینده است، اما عشق، هم قدرت دارد و هم سختیهای خود را. عشق به طور simultaneously هم میتواند خوشی ایجاد کند و هم رنج.
عقل دل را کی رهاند از هوس
مرد میدان هوس عشق است و بس
هوش مصنوعی: عقل نمیتواند دل را از خواستههای افراطی نجات دهد، زیرا تنها عشق واقعی است که میتواند انسان را از این هوسها رها کند.