برگردان به زبان ساده
تا به کی ای نفس علت زای من
ای شده درد از تو درمانهای من
هوش مصنوعی: تا کی باید به خاطر تو، ای نفس، زجر بکشیم؟ ای دلیل وجود من، که درد و رنج من از تو سرچشمه میگیرد.
تابع خوی تو باید بودنم
روی دل سوی تو باید بودنم
هوش مصنوعی: باید مانند خودت باشم و تمام دلم را به سمت تو متمایل کنم.
روزگاری شد هوایت جستهام
هر چه جز یادت ز خاطر شستهام
هوش مصنوعی: مدتی است که در پی یاد تو بودهام و هر چیز دیگری را از یاد بردهام.
بر هوای خویشتن بگزیدمت
بر خدای خویشتن بگزیدمت
هوش مصنوعی: من تو را بر اساس خواستههای خودم انتخاب کردم و همچنین بر اساس خواستههای خداوند خودم.
بی هوای تو دمی نغنودهام
بی رضای تو بگو کی بودهام
هوش مصنوعی: بدون هوای تو حتی لحظهای هم آرام نگرفتهام، بگو که در این حالت من چه کسی بودهام؟
هم به تصدیق خود و انصاف خود
یک زمان بشنو ز من اوصاف خود
هوش مصنوعی: به صداقت و انصاف خود، یک بار هم که شده از من بشنوید که چه ویژگیهایی دارم.
دامن مقصود از کف دادهای
پشت بر مقصد به راه افتادهای
هوش مصنوعی: گزینهای که در نظر داشتی را از دست دادهای و حالا با اینکه به سمت هدف میروی، در واقع به آن پشت کردهای.
جز تو کس از یار خود دوری نکرد
از دیار خویش مهجوری نکرد
هوش مصنوعی: جز تو هیچکس از یار خود فاصله نگرفته و از کشور خود دوری نکرده است.
نام مردن زندگی بگذاشتی
نیستی، پایندگی پنداشتی
هوش مصنوعی: تو به اشتباه نام مرگ را زندگی گذاشتهای، و خیال کردهای که نیستی، ادامهدار است.
شادیی گر یافتی گفتی غم است
زخمی ار دیدی بگفتی مرهم است
هوش مصنوعی: اگر شادی به دست آوردی، گویی غم است، و اگر زخمی را دیدی، آن را مرهم مینامی.
خود ز شادی روی دل برتافتی
سوی غم شادی کنان به شتافتی
هوش مصنوعی: شما از شدت شادی، از دل خود غم را دور کردی و شادابانه به سمت غم رفتی.
از نکونامان گریزی تا به کی
با نکو نامی ستیزی تا بکی
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی از نیکان و خوبان دوری کنی و با نام نیک و خوبی مخالفت نمایی؟
ننگها از نام تو دارند ننگ
از تو بدنامان کنون آرند ننگ
هوش مصنوعی: بدنامان اکنون از نام تو خجالت میکشند و عرق شرم بر پیشانی دارند.
خویش را بدنام و رسوا کردهای
نامها در ننگ پیدا کردهای
هوش مصنوعی: تو خودت را بدنام و رسوا کردهای و به واسطهٔ نامهایت، در ننگ و عیب افتادهای.