برگردان به زبان ساده
بی تو دوشم در درازی از شب یلدا گذشت
آفتاب امروز چون برق از سرای ما گذشت
هوش مصنوعی: غیاب تو باعث شده که شبی طولانی و سخت را پشت سر بگذارم، اما امروز همانطور که خورشید از خانهام گذشت، از غم و تنهایی رهایی یافتم.
نیش خاری نیست کز خون شکاری سرخ نیست
آفتی بود این شکارافکن کزین صحرا گذشت
هوش مصنوعی: خاری وجود ندارد که از خون شکار رنگین نشده باشد؛ این آسیب زایی که در این صحرا در حال گذر است، خود یک خطر است.
شوکت حسنش کسی را رخصت آهی نداد
گرچه هر سو دادخواهی بود، او تنها گذشت
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت حسن آنچنان قوی بود که هیچکس نتوانست آه و ناله کند یا تقاضایی کند. با این حال، او به تنهایی از کنار همه این درخواستها عبور کرد.
جلوه اش ننمود از بس محو رفتارش شدم
ناله ام نشنید از بس گرم استغنا گذشت
هوش مصنوعی: زیبایی او را نتوانستم ببینم چون به شدت تحت تأثیر رفتار او قرار گرفتهام و آنقدر در حال شگفتی و انفعال بودم که صدای نالهام به گوش کسی نرسید، چون او در دنیای خود غرق بود.
خواستی آشفتگی دستار بردن از سرش
بس که سرمست و به خود مغرور و بی پروا گذشت
هوش مصنوعی: در این بیت، گویا شخصی به شدت شگفتزده و سرشار از شادی و افتخار است، بهطوری که فراموش کرده به چه وضعیتی قرار دارد و بیپروا و بیملاحظه از کنار دیگران میگذرد. این حالت باعث میشود تا او نتواند به جوانب دیگر وضعیتش توجه کند.
با پریشانان چه گویم، صولت هجرش چه کرد
باد یأسی آمد و بر دفتر دلها گذشت
هوش مصنوعی: نمیدانم با کسانی که در غم و اندوه هستند چه بگویم، زیرا جدایی او چه تأثیری بر من گذاشته است. به ناامیدی دچار شدم و این احساسات مانند بادی بر روی صفحات دلها گذر کرده است.
باز امشب با سگ کویش «نظیری » همرهست
شوکتی دیدم که پنداری جم و دارا گذشت
هوش مصنوعی: امشب دوباره با سگ در کوی او بودم و حرکتی را دیدم که به نظر میرسید مثل حرکت جم و دارا بوده است.