برگردان به زبان ساده
عقلم وداع عصمت کرد از تنگ شرابی
عشقم نگاه دارد از مستی و خرابی
هوش مصنوعی: عقل من از پاکی و درستی خداحافظی کرده و حالا عشق من باید مراقب باشد که من تحت تأثیر مستی و ویرانی قرار نگیرم.
دردی کش مغان را شرم از من است تا کی
موی سفید سازم از لای می خضابی
هوش مصنوعی: مغان از تحمل دردهای خود شرمندهاند و من هم به خاطر این وضعیت نمیدانم تا چه زمانی باید با مشروب، موهای سفیدم را رنگ کنم.
عمر سبک عنانم کی می شود مقید
دستم به رعشه آورد جام از گران رکابی
هوش مصنوعی: عمر من مثل اسبی آزاد و بیقید و شرط در حال حرکت است. چه زمانی خواهد رسید که دیگر نتوانم کنترلش کنم و دستم به خاطر سنگینی زندگی در لرزش باشد، حالتی که به من اجازه ندهد از لیوانی بنوشم؟
می خوارگی و مستی زان روی پیشه کردم
تا رو دهد به یارم در حرف بی حجابی
هوش مصنوعی: من برای اینکه بتوانم به محبوبم بگویم و خودم را به او نزدیک کنم، به نوشیدن شراب و مستی روی آوردم.
چون پشه بر سر خم می جوشد از حواسم
در انزوای فکرم خور می کند ذبابی
هوش مصنوعی: زمانی که پشهای بر لبهی خم میچرخد و در حواسم میچرخد، ذهنم در انزوا به افکار خود مشغول میشود و مانند مگسی به آن فکرها حملهور میشود.
گر پرتو درونم عکس افکند به بیرون
هر ذره ای ز خاکم خیزد به آفتابی
هوش مصنوعی: اگر نور درون من به بیرون تابیده شود، هر ذرهای از خاک من مانند گلی به سمت آفتاب رشد خواهد کرد.
مورم ولیک دارم قصد شکار عنقا
گنجشگ بسته بالم اما کنم عقابی
هوش مصنوعی: هرچند که من یک مورچهام و به نظر میرسد که هدفم کوچک و بیاهمیت باشد، اما آرزوی شکار پرنده بزرگی مانند عنقا را دارم. در حالی که بالهای من به شدت محدود است، اما باز هم میخواهم بلند پرواز کنم و مانند عقاب باشم.
سامان عمر خواهد پیش کسی نیاید
بختی به این تغافل کاری به این شتابی
هوش مصنوعی: زندگی به ترتیب خاصی پیش نمیرود و هیچ کس به راحتی به بخت خوب نمیرسد، به ویژه وقتی که فرد با بیتوجهی و شتابزدگی رفتار کند.
قادر نشد «نظیری » بر شاخ وصل دستم
کز باغ بخت چینم گل های انتخابی
هوش مصنوعی: نظیری نتوانست به شاخۀ وصال دست یابد، زیرا از باغ خوشبختیام، گلهای مورد علاقهام را برگزیدهام.