برگردان به زبان ساده
صد غم ز غم پیاله ستاند به یاد من
صد غصه تیغ تیز کند در عناد من
هوش مصنوعی: صد غم از غم و اندوهی که در دل دارم، به یاد من برمیخیزد و صد غصه مانند تیغی تیز در برابر من قرار میگیرد و با من دشمنی میکند.
گردد ز شیخ و برهمنم کار بسته تر
در چین ابروی تو گره شد گشاد من
هوش مصنوعی: از صحبت کردن با شیخ و پیروانش همیشه کارهایم دشوارتر میشود، اما وقتی به ابروهای تو نگاه میکنم، همه مشکلاتم حل میشود.
تسبیح و سجده از گل میخانه می کنم
خاک مرادبخش برآد مراد من
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق و شوقی که دارم، با گل و خوشبو کردن میخانه، به عبادت و نیایش میپردازم و از خاک این مکان خواهان برآورده شدن آرزوهایم هستم.
پروای راهب و سر زنارم از کجاست
باید به بت درست بود اعتقاد من
هوش مصنوعی: نگران مقام راهب نیستم و نمیدانم چرا باید به بندگی بتها ایمان بیاورم.
بعد وصال رخنه به کارم نمی کند
از بس به عشق گشته قوی اتحاد من
هوش مصنوعی: پس از آن که به معشوق رسیدم، هیچ چیز نمیتواند در کار من اختلال ایجاد کند، زیرا عشق مان مرا به شدت به هم پیوسته است.
بر آتشم خمار شراب تو آب ریخت
جامی بنوش و دود برآر از نهاد من
هوش مصنوعی: عشقت به من چنان اثر گذاشته که گویی بر آتش جانم، آب ریختهای. نوشیدنی بیاور و از دل من بخار و دودی برآور.
چندی به حیله رفت «نظیری » به راه عقل
هرگز بر آن ربوده نبود اعتماد من
هوش مصنوعی: مدتی از عمرم را با ترفندها سپری کردم، اما هرگز به عقل و خرد خود اعتماد نکردم.