برگردان به زبان ساده
دست در طره آشفته یاری نزدیم
یادگاری گرهی بر سر تاری نزدیم
هوش مصنوعی: ما به یاری که موهایش در هم پیچیده بود، دست نزدیم و هیچ نشانهای از خودمان بر روی تار موهایش نگذاشتهایم.
شرممان باد که مشهور جهانیم به عشق
نشدیم آتش و برقی به دیاری نزدیم
هوش مصنوعی: شرممان باد که در دنیا به عشق شناخته شدهایم، اما خودمان به آتش و نور عشق نرسیدهایم و در دیاری اثری از خود نگذاشتهایم.
در ره دوست چو خاشاک دوا ریخته اند
بر سر آبله ای نشتر خاری نزدیم
هوش مصنوعی: در مسیر دوست، همانطور که خاشاک بر روی آبلهای ریخته شده، ما نیز بر دل سختیها و دردها زخم نمیزنیم.
کرد صد سالک چالاک برین راه گذر
دست در حلقه فتراک سواری نزدیم
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به توصیف کسانی میپردازد که با پشتکار و انرژی بسیار به سفر و تلاش در جادهای دشوار پرداختهاند. او به این نکته اشاره میکند که حتی با این همه تلاش و سرسختی، نتوانستهاند بر سوارکاری و قدرتی دست یابند که به آنها کمک کند تا در این مسیر به راحتی پیش بروند. به نوعی، این بیانگر سختیهای راه و چالشهایی است که در سفرهای زندگی وجود دارد.
همه را زشتی و زیبایی ما در نظر است
بخیه ای بر طرف پرده کاری نزدیم
هوش مصنوعی: در نظر ما، تمام زشتیها و زیباییها به شکل ظاهری جلوه میکند و ما هیچ کار خاصی برای پنهان کردن یا تغییر آن انجام ندادهایم.
هرچه دادند و گرفتند در آن کوی نکوست
بر ترازو و محک وزن و عیاری نزدیم
هوش مصنوعی: هر چیزی که در آن منطقه خوب است، یا دریافت میشود و یا داده میشود، ما هیچ گونه سنجش و معیاری برای ارزشگذاری آن نداریم.
خلوت انس «نظیری » نبود روزی ما
حلقهای بر در دل در شب تاری نزدیم
هوش مصنوعی: در تنهایی خود، لحظهای نمیتوانستم با کسی مانند «نظیری» ارتباط داشته باشم و روزی بگذرانم. هیچ وقت نتوانستم در دل تاریکی به درون خود بزنم و به زاویهای از وجودم دست پیدا کنم.