برگردان به زبان ساده
آتشین گفتار خاکی پیکرم
قطعه باغ خلیل آزرم
هوش مصنوعی: گفتار من به مانند آتش است، اما جسمم از خاک ساخته شده است. من بخشی از باغ خلیل هستم و با افتخار و شرم در اینجا حضور دارم.
در دم احیای عیسی معجزم
در ید بیضای موسی دفترم
هوش مصنوعی: در لحظهای که عیسی جان را دوباره زنده کرد، معجزهی من در دستان موسی که عصای سفیدی داشت، ثبت شده است.
جای گل بلبل برآرد شاخ گل
گر فشانی بر چمن خاکسترم
هوش مصنوعی: اگر بلبل در باغ جوانه بزند و شاخ گل را پر کند، من هم در دلم خاکستر وجودم را پراکنده میکنم.
عالم معنی به نورم روشن است
در حقیقت آفتاب دیگرم
هوش مصنوعی: درک من از مفاهیم به وسیله نور دانش و آگاهی روشن شده است و در واقع، این نور برای من مانند خورشید است که روشنایی میبخشد.
غوطه ها در بحر معنی صنع کرد
تا بزاد از نه صدف یک گوهرم
هوش مصنوعی: او با غوطهور شدن در عمق مفهوم و معنای آفرینش، توانسته است که از نه صدف، یک گوهر را به وجود بیاورد.
از سخن هرکس هیولایی نمود
من هیولای سخن را جوهرم
هوش مصنوعی: هر شخصی که سخنی میگوید، میتواند به شکلی عجیب و غریب دیده شود، اما من خودبهخود به جوهر و اصل آن سخنورزی دست یافتهام.
کس به معیارم نمی آرد سخن
هین محک صاحب عیار و هین زرم
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند میزان من را درک کند، پس به ویژگیهای باارزش و باکیفیت خود توجه کن.
وصل معنی دیر اگر دستم دهد
پرده افلاک را برهم درم
هوش مصنوعی: اگر روزی به وصالی دست یابم، تمام مرزهای آسمان را نیز در هم میریزم.
جوهرم، جسمم، نمی دانم چیم؟
هرچه هستم غرق مهر حیدرم
هوش مصنوعی: من نمیدانم چه هستم؛ جوهر و جسم من چیست؟ هرچه که هستم، در عشق و محبتم به حیدر غرق شدهام.
اختران چون سرمه در چشمم کنند
آسمان گوید غبار آن درم
هوش مصنوعی: درخشش ستارگان مانند سرمهای در چشم من است، و آسمان میگوید که غبار آن زیبایی برای من به ارمغان میآورد.
برتر از حال «نظیری » نکته ها
گویم و از خود نیاید باورم
هوش مصنوعی: من نکتههای عمیقتری نسبت به حال خودم میگویم و به خودم هم نمیتوانم باور کنم که چنین مطالبی از من برمیآید.