برگردان به زبان ساده
درین بستان به جهد از خار بگسل
چو گل خندان شو و از بار بگسل
هوش مصنوعی: در این باغ تلاش کن که از مشکلات و دشواریها رها شوی. مانند گلی شاداب باش و از بار سنگینی که بر دوشات است آزاد شو.
اگر تعویذ بر بالت گران است
به زخم ناخن و منقار بگسل
هوش مصنوعی: اگر برای تو آویختن دعا و تعویذ سنگین و دشوار است، پس بهتر است که به درد و آسیب ناشی از ناخن و منقار دیگران، بیاعتنا نباشی و به آنها پاسخ کنی.
سر رشته به بگسستن توان یافت
ز هم این تار را یک بار بگسل
هوش مصنوعی: اگر بخواهی میتوانی از هم جدا شوی، مثل اینکه یک تار را فقط یک بار پاره کنی.
ز پیش دیده ام بردار کونین
گره از پرده رخسار بگسل
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که از جلوی چشمانم، گرههایی را که بر چهرهی جانان بسته شده، بگشایید.
غمت گو ناخنی در دل فرو کن
نمی گویم گره بسیار بگسل
هوش مصنوعی: غم و اندوهت را در دل جا کن، نمیگویم که زنجیرها را یکییکی باز کن.
پس از چندین ورع ترسم که گویند
شهادت عرضه کن زنار بگسل
هوش مصنوعی: بعد از مدتی که خودم را از بدیها دور نگه داشتهام، میترسم که بگویند به جای این همه زحمت، باید به طور واضح به حقیقتی گواهی بدهم و از هرچه وابستگی دارم، جدا شوم.
میانی کز ریا بستی به خلوت
برو در صحبت خمار بگسل
هوش مصنوعی: اگر در میان ریا و تظاهر تنگنایی داری، به تنهایی برو و در جمع دلنشین مستی، از هر گونه کدورت و مشکلات رها شو.
شهود او «نظیری » سرسری نیست
زبان از ذکر و دل از کار بگسل
هوش مصنوعی: حضور او به سادگی قابل درک نیست. زبان را از گفتن بازدار و دل را از کارهای دنیا جدا کن.