برگردان به زبان ساده
فتاده ام به میان غم از کران برخیز
به تیر غمزه ابروی چون کمان برخیز
هوش مصنوعی: من در دل غم و اندوه گرفتار شدهام. ای محبوب، از خواب بیدار شو و با نگاه دلربای خود مانند تیر نازک و خوشقوس بر من بتاب.
زمام خاطر من بسته تصرف تست
اگر قبول نداری به امتحان برخیز
هوش مصنوعی: دل و ذهن من به دست توست و تو میتوانی بر آن تأثیر بگذاری. اگر این را قبول نداری، بهتر است خود را در یک آزمایش قرار دهی و ببینی چه زمانی میتوانی من را تحت تأثیر قرار دهی.
ترانه ای نسرودیم بلبلانه که زاغ
صفیر زد که چمن گشت از خزان برخیز
هوش مصنوعی: ما آهنگی شاداب مثل بلبل نخواندیم، زیرا زاغی ناله کرد و این باعث شد که چمن تحت تأثیر خزان قرار بگیرد و پژمرده شود.
پیاله می دهدم دور عمر و می گوید
که پیش از آن که نگردیده یی گران برخیز
هوش مصنوعی: من پیالهای به دست میگیرم و از او میخواهم که پیش از آنکه عمرم به پایان برسد، از این لحظات بهره ببر و بلند شو.
بسیم ما و تو، گو نوبهار عالم را
گل از چمن برو و مرغ از آشیان برخیز
هوش مصنوعی: بیاییم و با هم، بگذار عالم نو و بهاری شود، گلها از چمنها بیرون بیایند و پرندگان از آشیانههای خود پرواز کنند.
تو آفریده ز روحی ز جنس خاک نیی
به صدر جای تو شاید از آستان برخیز
هوش مصنوعی: تو از روحی ساخته شدهای و از جنس خاک نیستی؛ شاید جایگاه تو از آستانِ وجود فراتر رفته باشد.
شکار سخت بیفتاد از زمین برگیر
خدنگ راست برون رفت از کمان برخیز
هوش مصنوعی: شکار به سختی بر زمین افتاد، تیر را بردار و آماده شو، کمان را کشیده و به سوی آن برآ، بیدار شو.
ز معنی سخنی صد خطا برانگیزی
نیم حریف تو برخیز و بدگمان برخیز
هوش مصنوعی: با گفتن یک کلمه میتوانی اشتباهات زیادی به وجود آوری. بهتر است که از حریف خود دور شوی و از افکار بد پرهیز کنی.
شب دراز «نظیری » به یاد وی بگذشت
درو ز رفته بیابی مگر نشان برخیز
هوش مصنوعی: شب طولانی به یاد او گذشت و در این شب، به یاد روزهایی که گذشته، در جستجوی نشانهای از او برخواستم.