برگردان به زبان ساده
شوریده است آب و گل قالبم هنوز
دیوانه بیم می برد از مشربم هنوز
هوش مصنوعی: آب و گل وجودم همچنان به حالتی پرشور و بیقرار است و من هنوز تحت تأثیر افکار و احساسات دیوانهوارم قرار دارم.
گه چهره می خراشم و گه جامه می درم
سودا نرفته است برون از تبم هنوز
هوش مصنوعی: گاه صورت خود را میآرایم و گاه لباسهایم را میدردم، اما هنوز هم حال و هوای عاشقانهام از بین نرفته است.
صد بار عید آمد و آدینه ها گذشت
شنبه برون نمی رود از مکتبم هنوز
هوش مصنوعی: هر سال عید و تعطیلات فرا میرسد، اما روزهای جمعه و شنبه بدون تغییر میگذرانند و من هنوز از درس و مکتب بیرون نرفتهام.
صبح نشور دم زد و من دم نمی زنم
ترسم به سر نیامده باشد شبم هنوز
هوش مصنوعی: صبح نزدیک است و نور صبحگاهی شروع به تابیدن کرده، اما من هنوز صحبت نمیکنم. نگرانم که شب هنوز به پایان نرسیده باشد و من در آن بمانم.
هر صبح در سراغم و هر شام در رهم
اندیشه پی نبرده سوی مطلبم هنوز
هوش مصنوعی: هر صبح و هر شب به فکر من هستی، اما هنوز نمیدانی به دنبال چه هستم.
با هرچه احتمال قبولست می کنم
تعیین نکرده پیر مغان منصبم هنوز
هوش مصنوعی: با هر چیزی که ممکن است قبول کنم، بدون اینکه در این مورد تصمیمی گرفته باشم، هنوز به مقام و جایگاه خود ادامه میدهم.
با آن که دعوت دو جهان می کنم چو نوح
در خانه بی رواج بود مذهبم هنوز
هوش مصنوعی: با اینکه من به دنیا و مردم دو جهان دعوت میکنم، مانند نوح که در خانهاش بینفع و بیثمر بود، هنوز هم مذهب من ناشناخته و کممحبوب مانده است.
صد ره مسافر همه کس از سفر رسید
پیدا نمی شود اثر از یاربم هنوز
هوش مصنوعی: صد بار مسافرانی از سفر به مقصد رسیدند، اما من همچنان در انتظار و بیم هستم که نشانی از آنها پیدا نشود. یارب، چرا هنوز من در این حال انتظارم؟
عشقم به لهو و لعب «نظیری » ز سر نرفت
افسانه خنده تلخ کند بر لبم هنوز
هوش مصنوعی: عشق من به سرگرمی و بازی هرگز از یادم نرفته، داستانی از خندهای تلخ همچنان بر لبهایم باقی مانده است.