برگردان به زبان ساده
ببند دست و می از شیشه در گلویم ریز
که من به قول دف و چنگ نشکنم پرهیز
هوش مصنوعی: بسته کن دست و شراب را در گلویم بریز، زیرا من به خاطر صدای دف و چنگ از شکستن پرهیز نخواهم کرد.
غبار بر می همچون زلال ننشیند
قضا ز بام به غربال گو بلا می بیز
هوش مصنوعی: غبار بر روی می مانند زلال نمینشیند، حکم تقدیر از بالای بام به مانند غربال دائم در حال افراز است، بگو که بلا چقدر بیرحم است.
ز هول صور سرافیل بی خبر مانیم
چو دامن تو بگیریم روز رستاخیز
هوش مصنوعی: ما در روز رستاخیز، وقتی دامن تو را بگیریم، از ترس صدای صور سرافیل بیخبر خواهیم ماند.
ببخش جاذبه یی تا ز خود برون آییم
که نیست غیرگریبان چاک دست آویز
هوش مصنوعی: ببخش جذابیتی را که باعث میشود از خود خارج شویم، چون جز گریبان پارهام چیزی برای چنگ زدن ندارم.
به دام و قید تو آییم و در تو نیست شدیم
که از کمند تو جز در تو نیست روی گریز
هوش مصنوعی: ما در دام و قید تو افتادهایم و نمیتوانیم از آن رهایی یابیم، چرا که جز تو هیچ راه فراری وجود ندارد.
تو را به کشتن ما خجلت و محابا نیست
که هست گردن ما نرم و تیغ قهر تو نیز
هوش مصنوعی: تو برای کشتن ما شرم و تردیدی نداری، چون گردن ما نرم است و تیغ قهر تو هم همینطور.
کنون نیاز ریایی ما بر آتش نه
که سوی روضه نیاریم کاه دودانگیز
هوش مصنوعی: اکنون نیاز نفاق و ریاکارانه ما به حدی است که بهتر است به آتش رویم و به باغ بهشت نرویم؛ چرا که مانند کاه در دود غرق خواهیم شد.
چگونه ساعد شیرین به گردن اندازد
جفاکشی که به گردن همی کشد شبدیز
هوش مصنوعی: چگونه میتواند دستان لطیف و شیرین کسی، بر گردن بیفتد و او را تحمل کند در حالی که خود در حال زحمت و سختی است؟
«نظیری » از تو قدح برنبید تنگ شده
تو در کنار نمی گنجی از میان برخیز
هوش مصنوعی: نظیری از تو دیده نمیشود، در کنار تو تنگ شدهام، از وسط برخیز و کمی جا باز کن.