برگردان به زبان ساده
آن را که برد به مسند راز
اول در زاریش کند باز
هوش مصنوعی: کسی که به مقام و جایگاه عمیق و رازهای درونی دست یافته، در شرایط سخت و دشوار به او بازگشت میکند و از او یاری میطلبد.
بی رنج فرح نیابد از عشق
بی سوز طرب ندارد از ساز
هوش مصنوعی: برای رسیدن به شادی و لذت از عشق، باید اندکی سختی و رنج را تحمل کرد؛ چرا که بدون این چالشها، شادی حقیقی و طرب ناشی از موسیقی نیز حاصل نمیشود.
پروانه نمی رسد به مطلوب
تا بال نیفکند ز پرواز
هوش مصنوعی: پروانه هرگز به هدفش نمیرسد مگر اینکه از پرواز دست بکشد.
تا شیفته بیان خویشی
با تو ننهند در میان راز
هوش مصنوعی: تا زمانی که به سخن گفتن با خودت مشغول باشی، کسی در دل رازهایت دخالت نمیکند.
خامش کن اگر به جا رسیدی
در راه ز سیل خیزد آواز
هوش مصنوعی: اگر در مسیر به جایی رسیدی، سکوت کن؛ زیرا ممکن است صدای ناگواری از خشم و طغیان بیفتد.
از پردگیان نمی توان شد
با اشک خبیث و آه غماز
هوش مصنوعی: نمیتوان از کسانی که در پردگی گرفتارند با اشکهای زشت و نالههای غمگین و بیفایده رها شد.
خواهی به مراد دوست باشی
خاطر ز مراد خود بپرداز
هوش مصنوعی: اگر میخواهی دوستت را راضی کنی و به آرزوهایش برسی، باید از خواستههای خودت دست بکشی.
بازیچه کوی عشق گشتیم
ما ابله و طبع یار طناز
هوش مصنوعی: ما در کوی عشق به مانند بازیچهای میگردیم، احمقانه و بیخبر از آنچه که یار با ذکاوت و زیرکی انجام میدهد.
تا کی سودا، متاع برریز
تا کی بازی، تمام درباز
هوش مصنوعی: این ذکر به معنای این است که تا کی باید در حسرت و آرزو باشیم و در این حال بینتیجه بمانیم؟ تا کی باید به بازیها و سرگرمیهای بیهدف ادامه دهیم؟ زمان آن رسیده که به حقیقت و واقعیتها توجه کنیم و از انجام کارهای بیفایده پرهیز کنیم.
از چله نشستنت چه خیزد
عشقت حرص و ریاضتت آز
هوش مصنوعی: از نشستن در تنهایی و تمرینات سخت، چه نتیجهای به دست میآوری؟ عشق تو تنها حریص و زحمتکش است.
رخت از بر ما ببر «نظیری »
در عشق درست نیست انباز
هوش مصنوعی: ای یار، لباس عشق را از ما بگیر، زیرا در این عشق، جفت و همدمی درست نیست.