برگردان به زبان ساده
فارغ تر از دل تو ندیدم دلی دگر
ایزد تو را سرشته ز آب و گلی دگر
هوش مصنوعی: جز دل تو، دلی رها و بیخیالتر نیافتم. خداوند تو را از خاک و آب دیگری آفریده است.
گر مرغ سدره را بکشی مایلی که باز
در خاک و خون طپیده شود بسملی دگر
هوش مصنوعی: اگر پرندهای از درخت سدر را بکشی، تو تمایل داری که دوباره در خاک و خون بمارد و جان بدهد.
هر مشکلی که عاجزی ما بیان کند
آسان کنی که پیش نهی مشکلی دگر
هوش مصنوعی: هر مشکلی که تو نتوانی به راحتی بیان کنی، باعث میشود که این مشکل بزرگتر به نظر برسد. اما وقتی که آن را با صداقت و به آسانی مطرح میکنی، به نوعی میتوانی به راحتی بر آن غلبه کنی و از آن عبور کنی.
از آب و گل غرض شجر قامت تو بود
عالم نداد بهتر ازین حاصلی دگر
هوش مصنوعی: خداوند برای شکلگیری تو از آب و گل بهره برده است و هیچ دستاوردی بهتر از وجود تو در این عالم نیست.
از نور محفل تو جهان درگرفته است
نفروخته چراغ تو از محفلی دگر
هوش مصنوعی: از روشنی و جاذبهی محفل تو، کل جهان روشن و زیبا شده است و چراغ تو هیچگاه از جایی دیگر خرید و فروش نمیشود.
خاطر به منتهای جمالت نمی رسد
دارم به هر مشاهده ات منزلی دگر
هوش مصنوعی: فکرم به زیبایی تو نمیتواند برسد، زیرا هر بار که تو را میبینم، به نوعی احساس میکنم که به جایگاه جدیدی در عشق و زیبایی میرسم.
از ماهتاب روی که غیر از جمال دوست
دریای عشق را نبود ساحلی دگر
هوش مصنوعی: در نور ماه، تنها زیبایی دوست است که مانند دریاچه عشق، ساحلی دیگر ندارد.
مستان اساس میکده زیبا نهاده اند
رسمی اگر ز نو ننهد عاقلی دگر
هوش مصنوعی: مستان پایههای میخانه را به خوبی بنا کردهاند و اگر عاقل دیگری بخواهد دوباره رسمی جدید بگذارد، کار درستی انجام نداده است.
ساقی قدح به کف تو «نظیری » نظر بغیر
دوران ندیده است چو تو غافلی دگر
هوش مصنوعی: ای ساقی، هیچکس مانند تو را در این دنیا ندیده است. وقتی تو در حالت غفلت هستی، زیبا و خاصی که قدحی در دست داری، توجه من را جلب کرده است.